Tag Archives: makwan moloudzadeh

A letter from Paradise

Makwan: a letter from Paradise” is a video-poem by Roberto Malini and Dario Picciau dedicated to 21-year-old Makwan Moloudzadeh who was hung in prison on December 2007 while the international campaign to save his life was collecting signatures and gaining momentum all over the world.

Iranian Kurd Makwan Moloudzadeh was sentenced to death for rape when he was 13 years old. He was hanged on December 5, 2007 in the morning at a prison in Kermanshah province in western Iran. Makwan was executed despite teh boys who had alleged him of rape, withdrew their accusations. A judicial review and stay of execution was ordered into the sentence but ignored by local authorities. Nothing was done to the local authorities for carrying the death sentence.

In a statement titled “crocodile tears on the cheeks of divisionists” the public relations of the courts of city Kermanshah , where Makwan Moloudzadeh was executed , referred to Makwan as a “villain with background”. They referred to the execution as the mean to bring the “sense of security” and “public satisfaction”. The local judiciary blamed the “centers of creation of propaganda” for the lying about Makwan. They further blamed Makwan’s attorney for abusing words such as “innocent” and “child” in order to influence the public emotions. 

It was reported that thousands of local residents attended Makwan’s funeral. Makwan died an innocent boy. He has become a symbol, both in Iran and throughout the world, for all those who are committed to fighting the inhuman logic of the death penalty.

Thousands of activists all over the world had made a desperate appeal to the authorities and sent them white and red flowers in an attempt to stop the executioner taking his young life. At his funeral a large crowd of townspeople accompanied Makwan’s mortal remains, and prayed that his sacrifice would serve to save other human lives by inviting those in power and the judges to realise the horror of the death penalty. This video-poem was made with the support of the Moloudzadeh family, and Makwan’s Uncle Mahmoud who lives in Germany.

Two great actors have given their important contribution to the work, lending their voices to this message to humanity: Emiliano Coltorti in the Italian version; Norman Nawroski in the English version. “Makwan: a Letter from Paradise” opposes the death sentence and its terrible significance (which embodies hatred and revenge) with a respect for life; because murder constitutes, without exception, the greatest possible violation of human rights.

To read more about Makwan visit: http://scenews.blog.com/Makwan%20Moloudzadeh/


Our "crocodile tears" !!

In a statement titled “crocodile tears on the cheeks of divisionists” the public relations of the courts of city Kermanshah , where Makwan Moloudzadeh was executed last month, referred to Makwan as a “villain with background”. They referred to the execution as the mean to bring the “sense of security” and “public satisfaction”. The judiciary blamed the “centers of creation of propaganda” for the lying about Makwan. They further blamed Makwan’s attorney for abusing words such as “innocent” and “child” in order to influence the public emotions.

“ Where historically or geographically a 21 year old youth is considered a child, an expression that these nanny’s kinder than mother are using?” they asked in their statement.  “Execution for sexual crimes from the standpoint of a Muslim is valid without a doubt” and the objections have no “religious, sharia or legal” basis, they added.
The Judiciary of Kermanshah has also filed a suit against Makwan’s attorney who is questioning the judiciary of Kermanshah for breaking the laws by executing Makwan without : allowing the file review to be completed, due process, or informing his family and lawyer 48 hours prior to the execution.

In her blog, Mitra Kahalatbari the reporter of Etemaad-Meli newspaper who has been following Makwan’s case responded to the letter by asking: if Makwan was such an experienced villain “why did the population of town of Paveh attended his funeral to the extent that the whole town was nearly closed? Isn’t it strange that people would attend the funeral of a local villain while they should have been pleased to hear of the news of his execution?”

She further asked:” Why are you mixing things up? What we are asking is that you comply with what you have agreed to (ICCPR and CRC) which is about not executing child offenders under 18. That does not mean that you wait untill a 15 year old grows to be 20 and then execute him!”. She also questioned the validity of the local judiciary’s claim that they had no order from Iran’s head of judiciary to halt the execution!

Makwan was sentenced to death for alleged homosexuality with three boys at the age of 13. The claimants later had confessed that they had lied about the claim and the court has provided no other basis for their guilty verdict.

In another news the father of Makwan stated that prior to burial they noticed that both of Makwan’s arms were broken. “This shows that even Makwan was unaware of his execution” and he must have struggled not to be taken for execution.

Makwan must have been in crucial pain from two broken arms while being executed. Such torturous and inhumane treatment of prisoners by the authorities of the Islamic regime in Iran is a gross violation oh human rights.

The execution of Makwan Moloudzadeh was strongly condemned by UN human rights commissioner and worldwide.

واکنش دادگستری کرمانشاه پس از اعدام ماکوان مولودزاده

پس از گذشت یک هفته از اعدام ناگهانی ماکوان مولودزاده در کرمانشاه روابط عمومی دادگستری این شهر به اخباری که پس از این ماجرا و در واکنش به غیر قانونی عمل کردن این موضوع انتشار پیدا کرد عکس العمل نشان داد.
در نامه روابط عمومی دادگستری کرمانشاه نکات بسیار جالب و قابل توجه ای هست که تنها به چند نمونه از آنها اشاره می کنم
دادگستری کرمانشاه ماکوان را یک شرور سابقه دار معرفی کرده در حالی که من نمی دونم چرا وقتی که مردم پاوه از اعدام اون با خبر می شوند همگی برای مراسم تشییع جنازه شرکت می کنند. به طوری که شهر به حالت نیمه تعطیل درمیاد. این برای شما عجیب نیست که مردم در مراسم تشییع جنازه یک شرور که در واقع وقتی خبر اعدامش رو می شنوند باید راضی و خوشحال باشند شرکت می کنند؟
در قسمتی از نامه آمده هست که حکم صادر شده به تایید دیوان عالی کشور رسیده بوده است، ما هم که نگفتیم حکم را تایید نکردند ما گفتیم حکم را وکیل ماکوان همراه با لایحه ای برای رییس قوه قضاییه فرستاده و شاهرودی دستور توقف حکم را پس از همه  این مراحل صادر کرد.
منظور از عناد و غرض ورزی چی هست؟ چه کسی گفته کسانی که خواهان این هستند که از اعدام افرادی که زیر ۱۸ سال مرتکب جرم می شوند، جلوگیری بشه با نظام عناد دارند؟ چرا همه چیز را با هم قاطی می کنیم؟ حرف ما فقط این هست که به همان چیزی که قبول کردید یعنی خودداری از اعدام بچه های زیر ۱۸ سال عمل کنید. البته این به این معنا هم نیست که بگذارید اون ها اگر برای مثال در سن ۱۵ سالگی جرمی کردند ۲۰ ساله بشوند و بگویید حالا دیگر زیر ۱۸ سال نیست پس اعدام می کنیم. منظر افرادی هستند که زیر سن ۱۸ سال مرتکب جرم می شوند.
از سعید اقبالی گویا به نشر اکاذیب هم دادگستری کرمانشاه شکایت کرده است. خوبه دیگه حق قانونی وکیل از مطلع بودن اعدام موکلش
در نظر گرفته نشده، حکم برخلاف دستور رییس قوه قضاییه اجرا شده و تازه از وکیل هم شکایت می کنند.

قسمت آخر نامه را هم دقت کنید که در کل دادگستری کرمانشاه منکر دستوری مبنی بر توقف حکم در این زمینه شده است.

انتخاب تیتر دادگستری کرمانشاه واقعا شاهکار است. قبول دارید؟

…پی نوشت: هر دم از این باغ  

متن این نامه به این صورت هست:


باسمه تعالی

اشک تمساح بر گونه های نفاق
امنیت مهمترین زیر ساخت زندگی جتماعی بالاخص در دنیای پر مخاطره امروز است. بی شک هر شخصیت حقیقی و حقوقی به فراخور توان خود بایستس در ایجاد و حفظ آن تلاش نماید.
دستگاه قضایی نیز به عنوان دستگاهی که همواره به انجام وظیفه خود اهتمام می ورزد و در این خصوص و در ظرف مدت 2 سال اخیر دادگستری استان کرمانشاه اقدام به اجرای مجازات متجاوزان به ساحت امنیت و آسایش عمومی نموده و با تاثیر بسیار مثبت و ملموس که بر آرامش استان داشته موجد تقویت «احساس امنیت» و رضایت عمومی شده است.
در راستای این اقدامات اخیرا یکی از شروران سابقه دار شهرستان پاوه به نام ماکوان مولودزاده که بارها به تجریح عفت عمومی پرداخته به دار مجازات آویخته شد.
مشارالیه متولد ۱۳۶۵در پاوه بوده که کرارا به شرارت پرداخته از جمله ۶ مورد لواط به عنف که به شیاع محلی رسیده و در اواسط سال ۸۵دستگیر شده و مضافا ۷ فقره سابقه کیفری از جمله: چاقو کشی، تهیه و توزیع مشروبات الکلی، ارتباط نامشروع و . . . داشته است.
حکم اعدام صادره دادگاه کیفری استان کرمانشاه به تایید دیوان عالی کشور و همچنین تایید دادستان محترم کل کشور رسیده است.
برخی افراد که عناد و غرض ورزی مسجل آنها با جمهوری اسلامی و ملت ایران بر کسی پوشیده نیست و همچنین وکیل پرونده با اظهارات خلاف واقع در سایت های مختلف که عمدتا برازنده عنوان « بنگاه های شایعه پراکنی» هستند تا سایت اطلاع رسانی، سعی در مخدوش نمودن قوام و اعتبار حقوق رای صادره داشته اند.
آنچه شایان توجه است اینکه وکیل بایستی علی القاعده آشنا به مسائل حقوقی و تشخیص عناوین مجرمانه باشد در حالی که وکیل این پرونده با نشر اکاذیب و اظهارات غیر علمی و بی اساس حتی زمینه تعقیب خود به جرم نشر اکاذیب را فراهم ساخته است.
در سایت های مختلف مظلوم نمای مضحکی توسط برخی اظهار نظر کنندگان صورت گرفته که عقول سلیم چیزی عناد، فرافکنی و دروغ از آن برداشت نمی کنند. ت
مثلا اتصاف صفات «بیگناه»، «کودک» و . . . که با هدف تحریک احساس ترحم خوانندگان استعمال شده در حالی است که که اصولا مجرمی که رد پرونده اش اقرار به عنوان سیدالبینات، شهادت و شکوائیه از شکات مشخص حی و حاضر وجود دارد برازنده عنوان بیگناه نمی تواند باشد.
مشخص نیست در طول تاریخ و عرض جغرافیای کدام تعریف جامعه شناختی جوانی 21 ساله را کودک انگاشته که این دایه های مهربان تر از مادر در اظهارات خود آورده اند؟
دیدگاه بی پایه ای که پرونده مربوطه را از نظر حقوقی و فقهی کاملا خلاف شرع و قانون عنوان کرده است، معلوم نیست از کدام فقه، حقوق، شرع و قانون مایه گذاشته که به این سادگی و ژست مشرفانه درباره آنها صحبت می کند. چرا که مجازات اعدام برای جرم شنیع لواط به عنف از مسلمات فقهی بدون هیچگونه ریبه و شبهه است.
روابط عمومی دادگستری کل استان کرمانشاه

سر بی گناه تا پای دار میره و بالای دار هم میره

در هواي گرگ و ميش و سرد كرمانشاه ماكوان 20 ساله بدون آنكه حق اين را داشته باشد تا براي آخرين بار از خانواده اش خداحافظي كند يا بدون آنكه اولياي دمي وجود داشته باشد تا به دست و پايشان بيفتاد و براي رهايي از اعدام التماس كند روي چهارپايه اي كه طناب دار بالاي آن در هوا غوطه ور بود، رفت.
حكم اعدام اجرا شد و ماكوان 20 ساله چند ثانيه بعد نفس هاي آخرش را كشيد و جان باخت. يك ساعت بعد وقتي مسوولان زندان اجراي
 حكم، جسد غوطه ور در هوا را پايين كشيدند، به خانواده اش زنگ زدند و از آنها خواستند جسد پسر جوانشان را تحويل بگيرند.
جسد ماكوان هنوز به خانواده اش سپرده نشده بود كه وكيلش تماس مي گيرد و در چند جمله خبر اعدام را مي دهد.
« خانم خبرنگار، خبر بدي دارم، ماكوان اعدام شد.»
و همين يك جمله كافي بود تا تمام آنچه بيش از يك ماه برايش تلاش كرده بوديم خاكستر شود. باورم نمي شود، مگر رييس قوه قضاييه دستور اجراي حكم را صادر نكرده بود، مگر قرار نبود پرونده در حوزه نظارت و پيگيري قوه قضاييه بررسي شود، مگر قرار نبود پرونده مجددا رسيدگي شود پس چرا حكم اجرا شد؟
چرا خانواده اش از اعدام با خبر نبودند، چرا ماكوان نبايد حق ديدن خانواده اش در آخرين لحظه هاي زندگي اش را داشته باشد، اتهام ماكوان چه بود كه به اين شكل او را اعدام كردند؟
مگر غير از اين بود كه رييس قوه قضاييه هم حكم صادره از شعبه اول دادگاه كيفري كرمانشاه را خلاف بين شرع اعلام كرده بود پس چطور در مدت زماني كمتر از 24 روز كه از دستور توقف راي گذشته است، حكم به اين شكل اجرا مي شود؟
اما همه اين ها شايد تنها در سطح يك سوال باقي بماند چرا كه هيچ كس پاسخگوي اين سوالات نيست مانند همان زماني كه هيچ كس به درستي نمي دانست كه اتهام ماكوان 20 ساله چه بود كه با آن وضع سوار الاغ كردنش و در شهر گرداندن.
آن روز هم اهالي محل به پدر و مادر پير ماكوان آن خبر را داده بودند و امروز هم خبر اعدامش را مسوولان زندان دادند. چه كرده اند اين پدر و مادر كه در طول يك سال به اين شكل از پسرشان خبر مي شنوند.
وقتي به خانه ماكوان كه بيشتر از يك سال است جوان 20 ساله آن را نديده بود و ديگر هيچ وقت هم نخواهد ديد زنگ مي زنم، مادر ماكوان نمي دانست چه بگويد.
صداي شيون و ناله هاي زنان فاميل از اعدام جوان 20 ساله اشان را مي شنيدم. صداي زجه هايي كه بيش از يك سال در گلوي خويشاوندان جوان كرد مانده بود و حالا فرياد شده بود. زبانم قاصر از اين بود كه حتي بپرسم چرا به شما خبر نداده اند. مادر ماكوان مي گويد پدرش رفته جسد پسرمان را تحويل بگيرد. پس از يك سال او را به خانه مي برند با اين تفاوت كه اين بار ماكوان جاني در بدن ندارد تا به محض ورود به خانه مادرش را صدا بزند. اين بار مادرش است كه مدام نام پسرش را مي برد و البته جوابي هم نمي شنود . . .

سعيد اقبالي وكيل مدافع ماكوان مولودزاده كه آن همه تلاشش در حال حاضر هيچ سرانجام خوشي نداشته مي گويد: « دقيقا در 20 آبان ماه از دفتر نظارت و پيگيري قوه قضاييه نامه اي براي رييس كل دادگستري استان كرمانشاه فرستاده شد كه در آن دستور توقف اجراي حكم داده شده بود. در آن نامه آيت الله شاهرودي به استناد فتواي رهبر حكم را خلاف بين شرع اعلام  و دستور رسيدگي مجدد پرونده را صادر كرده بود اما تنها چند روز پس از اين ماجرا گويا پرونده براي بار ديگر به تهران فرستاده مي شود و بر خلاف نظر اوليه رييس قوه قضاييه اين بار پرونده سريعا به كرمانشاه مسترد و حكم اجرا مي شود.»
همان زمان هم كه حكم اعدام ماكوان صادر شده بود پرونده سرشار از نقص تحقيقاتي بود.
‌در جلسه محاكمه جوان 20‌ساله كه طبق قانون و شرع مي‌بايست به طور كامل و دقيق با بررسي و احراز عمل تجاوز تشكيل مي‌شد، حتي بدون فرستادن شاكيان به پزشكي قانوني، قضات به صدور راي پرداختند.
در آن جلسه علي‌رغم عدم حضور برخي از شاكيان و حضور تنها سه نفر كه آنها نيز چندين مرتبه اعلا‌‌م كردند كه اظهارات گذشته‌شان دروغ بوده و چنين عملي با آنها انجام نشده است، قضات دادگاه با استناد به علم قاضي آن‌هم علم به وجود ايقاب (دخول كامل) نسبت به صدور حكم اعدام اقدام كردند.
دادگاه در احراز ركن مادي يعني همان انجام عمل موجب حد قتل هيچ تحقيقي نمي‌كند در حالي كه به استناد ماده 108 قانون مجازات اسلا‌‌مي عمل شنيع لواط شامل دو مفهوم است كه تنها لواط ايقابي چنين مجازاتي را در پي خواهد داشت و دادگاه به اين تكليف قانوني خود عمل نكرده است.
از سوي ديگر دادگاه استدلا‌‌ل كرده بود كه چون چندين سال از زمان انجام عمل مي‌گذرد و موضوع از سوي پزشكي قانوني قابل تشخيص نيست، شكات را جهت معاينه معرفي نكرده يعني پذيرفته كه عمل در زمان طفوليت انجام شده اما در جايي ديگر براي قانوني نشان دادن حكم اعدام استدلا‌‌ل كرده كه انجام عمل تا زمان حال ادامه داشته است اما مبنايي براي علم خود در اين خصوص نمي‌آورد.
و اما پس از اينكه حكم صادر شد پدر ماكوان كه تا آن زمان هم چندين بار به تهران آمده بود تا نزد رئيس قوه قضاييه برود، نامه‌اي را خطاب به آيت‌ا… شاهرودي نوشت و در آن گفت: «من و مادر ماكوان 20 ساله دست به دامان شما هستيم تا براي نجات فرزندمان ما را كمك كنيد. پسرمان بدون توجه به اصول فقه اسلا‌مي و دين اسلا‌م محكوم به اعدام شده است. پس از دستگيري ماكوان در مهرماه سال گذشته حتي نمي‌دانستيم به چه اتهامي دستگير شده است. از شما عاجزانه تقاضا داريم دستور بررسي مجدد پرونده ماكوان را صادر فرماييد.»
وكيل ماكوان ، سازمان ديده بان حقوق بشر، بسياري از فعلان حقوق كودكان و نوجوان و روزنامه نگاران همه تلاش خود را كردند تا ماكوان از اعدام رها شود اما با اين احوال حكم اجرا شد.
از آن گذشته طبق راي دادگاه كيفري كرمانشاه محل اعدام او در پارك شهيد كاظمي شهر پاوه در نظر گرفته شده بود پس چرا او بي خبر از حتي خانواده اش در سحرگاه 14 آذرماه در زندان اعدام مي شود؟
به گفته اقبالي قانون نحوه اجراي احاكم اعدام پيش از از اجراي حكم، بايد خانواده محكوم و وكيل مدافعش از زمان و مكان اجرا حكم اطلاع داشته باشند اما چطور است كه به يك باره در يك تماس تلفني خبر اعدام اعلام مي شود؟
سعيد اقبالي هم شكه است. از اينكه همه تلاش هايش بي نتيجه ماند و باز هم تاكيد مي كند: «وقتي پرونده به دفتر ويژه نظارت و پيگيري قوه قضاييه آمد به من گفتند تا 2 ماه طول مي كشد تا مسئله بررسي شود. به من گفتند نتيجه كار را چند ماه بعد پرس و جو كنم اما كمتر از يك ماه خبر اعدام موكلم را به اين طريق و با اين وضع به من مي دهند.»
اقبالي به وكالت از خانواده ماكوان پيگير ماجرا است تا كوتاهي قضات دادگاه و مسوولان دادگستري كرمانشاه در پرونده را بيايد اما براي خانواده ماكوان ديگر چه تفاوتي دارد كه اين قصور از كجا بوده است.
پدر و مادر ماكوان كه در روز دستگيري پسرشان گمانشان اين بود كه تنها به اتهام روزه خواري بازداشت شده است چه مي دانستند قرار است يك سال پس از ان ماجرا خبر تحويل گرفتن جسد پسرشان را از زندان كرمانشاه بشنوند.
ماكوان سحرگاه ديروز به اتهام تجاوز در سن 13 سالي كه آن هم هيچ وقت اثبات نشد، تنها به علم قاضي اعدام شد.

جسدش به خانواده اش تحويل شد، پدر و مادرش توانستند پس از گذشت يك سال با خيال راحت بدن بي جان پسرشان را در آغوش بگيرند اما افسوس كه چند ساعت پس از  آن باز هم براي هميشه دور از پسرشان مي شدند چرا كه جسد ماكوان بايد به خاك سپرده مي شد.

پی نوشت ۱: یک دل سیر گریه کردم رویا جان اما باز هم آرام نشدم. همه مسیر روزنامه تا خانه را در خیابان به یاد صبح امروز که ماکوان چطور ناعادلانه اعدام شد را گریستم اما هنوز هم دلم آرام نگرفته است.
پی نوشت۲: از پدر و عموی ماکوان عذر خواهی می کنم. شاید ما هر کاری که می توانستیم را نکردیم. شاید راه دیگری هم بود که امتحانش نکردیم. مرا ببخشید اگر کوتاهی کردم . . .
پی نوشت۳: این گزارش قرار بود در روزنامه چاپ شود اما به دلایلی نشد.
پی نوشت۴: امروز بدون شک یکی از بدترین روزهای عمر کاریم بود. روزهای بد زیاد داشتم اما غم امروز با هیچ روزی قابل مقایسه نبود.
پی نوشت۵: مرگ بر این جمله که می گویند « سر بی گناه تا پای چوبه دار میره اما بالای چوبه دار نمیره» بیایید و من هزاران نفری را بگویم که بیگناه اعدام شدند، چه کسی جواب گو هست؟؟؟

پی نوشت۶: . . . این سه نقطه همه سکوتم از ناگفته ها و ناعدالتی ها است که امروز حتی با کوبیدن مشت بر دیوار هم تمام نشد.

"We must now be extra vigilent": Nazanin Afshin-Jam

Today in two seperate letters , Nazanin Afshin-Jam asked the Canadian Government and Louis Arbor, the United Nations Human Rights High Commissioner for their help in stopping the executions of Ali Mahin-Torabi and Mohammad Latif.
After referring to last week’s execution of Makwan Moloudzadeh, in her urgent letters Nazanin wrote:
“There seems to be a “killing spree” lately in Iran and we have just been informed of two more urgent cases. Because they are no longer informing when an execution is set to take place, we must now be extra vigilent to prevent these occurances.”

Nazanin Afshin-Jam and Stop Child Execution volunteers have been working many extra hours in the past few days communicating with different human rights organizations, governments, attorneys, parents as well as informing and posting in different website , volumes of bad news coming from Iran regarding child executions.

As reported by SCE campaign 2 weeks ago, in a recent interview one of the heads of Iran’s police stated that as many as 170 Iranian children will be facing execution soon: http://scenews.blog.com/2325039/

Entire Town attend Makwan's funeral

Paveh, Iranian Kurdistan,(AKI) – An estimated 6,000 people – almost the entire population – from the Kurdish Iranian town of Paveh, have attended the funeral of Makwan Moloudzadeh, 19-year-old Iranian Kurdish youth hanged at dawn on Wednesday.  Many young people attended the funeral ceremony.

As the funeral took place on Friday, the United Nations High Commissioner for Human Rights, Louise Arbour, condemned the execution and called on Iran to respect international conventions against executing juvenile offenders. The head of the Judicial Authority, Ayatollah Mahmoud Shahroudi, had told several humanitarian groups and Molouzadeh’s lawyer that the death sentence would be postponed.

Prior to his execution, Makwan engaged in a hunger strike of ten days to protest the physical and psychological torture.

UN Human Rights Commissioner express "grave concern" about Makwan's execution

GENEVA  :  United Nations High Commissioner for Human Rights, Louise Arbour, expressed her “grave concern” over the execution of Makwan Moloudzadeh on Wednesday in a prison in Kermanshah Province in the Islamic Republic of Iran.  “It was reported that the execution was carried out, despite his alleged victims withdrawing their accusations” Ms. Arbour observed.

In the statement issued from her office, Ms. Arbour said: “The High Commissioner calls on the Islamic Republic of Iran to respect its international legal obligations and the strong international consensus against the execution of minors”

The International Covenant on Civil and Political Rights (ICCPR) and the Convention on the Rights of the Child (CRC) place a legal obligation on States Parties not to impose death penalty for those under the age of 18 years at the time of commission of crimes. The Islamic Republic of Iran is a party both to the ICCPR and to the CRC.

Iran is the leading executor of children and juvenile offenders. Mouloudzadeh was sentenced to death in May by a Kermanshah court even though it said all of his accusers had retracted their statements.

Iran says it is prosecuting criminals under its Islamic Sharia law and rejects criticism of its human rights record.

Source: Reuters

سيصد ماشين و ۶۰۰۰ نفر ماکوان را بدرقه کردند

جمعه16آذر 1386

ساعت ١۰ صبح روز چهارشنبه ۵ دسامبر، رهسپار جايي هستم، تلفنم زنگ ميزند. از آنطرف خط صداي هراسان کسي را مي شنوم که ميگويد خانم احدي ماکوان را کشتند….. سوال ميکنم چطور، کجا، چرا؟؟؟؟؟
و او پاسخ ميدهد که امروز صبح به خانواده ما خبر داده اند، بياييد و جسد را تحويل بگيريد و سپس صداي خش خش طولاني و کسي که هق هق گريه ميکند. سکوت طولاني در اين گفتگو پيش مي آيد و تلفن قطع ميشود.
ماکوان را کشتند و جسدش را تحويل پدر و مادر و خانواده داغداري دادند که از دو سال قبل، به ناگهان وارد گردبادي شده و بالاخره نيز فرزندشان به قتل رسيد. از پدرش وقتي مي پرسيدند، چرا او را گرفته اند، ميگفت شايد به اين دليل که در خيابان سيگار کشيده.. ماکوان را با سر تراشيده، سوار الاغ کرده و در شهر گردانند. اينها مدافعين ١۴۰۰ سال قبل، مدافعين موريانه و کپک زدگي، مدافعين تحجر و عقب ماندگي، اينها حکومت پوسيده جمهوري اسلامي هستند.
روز چهارشنبه نفرين شده، ۵ دسامبر، فيلم کوتاهي از مراسم تشييع جنازه ماکوان به دستم ميرسد و چند ثانيه فيلم از صحنه جسد ماکوان که در يک گورستان در پاوه، آرميده است. بدنش چنان قوي و جوان است که باور نميکنم، او مرده است. فقط روي گردنش آثار کبودي و طناب دار مشهود است و ماکوان با صورتي آرام و هيکلي بزرگ، گويي براي عکس گرفتن روي يک تخت دراز کشيده در اين فيلم ديده ميشود. ماکوان را کشتند!!!!
اين سند جنايت يک حکومت فاشيست اسلامي است. در گورستان پاوه، دسته دسته جوانان براي وداع آخر با او از راه ميرسند. سيصد ماشين پشت سرهم و در سکوت وارد محوطه قبرستان ميشوند و در اين فيلم مشهود است که غم و درد و نفرت زيادي در فضا موج ميزند. مردم از همه روستاهاي اطراف، از کرمانشاه و پاوه رهسپار شرکت در مراسمي هستند، که بيانگر واضح اعتراض به اين جنايت و جنايتکاران است. ۶۰۰۰ نفر در مراسم شرکت ميکنند.
ماکوان را کشتند ، براي اينکه از همين هزاران جوان که در اينجا تجمع کرده اند و حکومت نماينده الله را نميخواهند، زهر چشم گرفته شود. ماکوان را کشتند تا در پاوه و کرمانشاه و در همه جاي ايران، جواناني را که بعد از انقلاب متولد شده و از مشتي جلاد و آخوند مرتجع ، حساب نميبرند، بترسانند.
ماکوان را بايد در کنار جواناني گذاشت که در تهران با چسباندن مهر ” اراذل و اوباش” در ملا عام اعدام کردند. ماکوان را بايد در کنار جواناني گذاشت که در اهواز و شيراز و بندرعباس و تبريزو … براي ايجاد رعب و وحشت اعدام کردند.
اين رفتار جنايتکارانه حکومت با جوانان و با مردمي است که به مقررات و قوانين و سنتهاي ارتجاعي اسلامي نه ميگويند. اين رفتار وحشيانه حکومت با جواناني است که با دنيا رابطه دارند و از زندگي همه آزادي و رفاه و انسانيت و حقوق انساني خود را ميخواهند. اين رفتار رژيم اسلامي با همجنسگرايان و يا طرفداران فرهنگ و رابطه آزاد و انساني است.
کميته بين المللي عليه اعدام
مينا احدي

وکيل ماکوان: نمي دانم چطور اين حکم اجرا شده است


 ماکوان 20 ساله  که متهم بود در 13 سالگي به سه پسربچه تعرض کرده روز چهارشنبه هفته گذشته در حالي در زندان کرمانشاه اعدام شد که رئيس قوه قضائيه دستور داده بود اجراي حکم وي براي اعاده دادرسي متوقف شود.
سعيد اقبالي وکيل مدافع جوان اعدامي، روز گذشته در گفت وگو با خبرنگار ما درباره پرونده موکل اش گفت؛ مهرماه سال گذشته پسرخاله موکلم طي نامه يي که به اداره اطلاعات و اداره آگاهي شهرستان پاوه فرستاد، مدعي شد طي يک درگيري موکلم او را به شدت کتک زده است.
وکيل مدافع در ادامه گفت؛ بعد از اين کار پرونده موکلم تکميل و به دادگاه کيفري استان فرستاده شد و مطابق آنچه در پرونده آمده شش شاکي و شش متهم در پرونده وجود داشتند که همه متهمان به جز موکلم از اتهام تجاوز تبرئه شدند. البته در دادگاه فقط سه شاکي حاضر شدند که آن سه نيز در ادامه شکايت خود را پس گرفتند و مطابق اوراق پرونده اعلام کردند به دروغ و تحت تاثير برخي مسائل ادعا کرده بودند از سوي موکل من مورد تعرض قرار گرفته اند. از سويي موکلم هم در دادگاه اقرار اوليه خود را پس گرفت و گفت اعتراف هايش تحت فشار بوده و او هيچ وقت به هيچ کس تجاوز نکرده است. با اين حال شعبه رسيدگي کننده به استناد علم قاضي و نامه هايي که از شوراي تامين استان مبني بر شرارت هاي ماکوان فرستاده شد، اين جوان را به اعدام محکوم کرد.
اقبالي با اشاره به اينکه در آن زمان هنوز وکيل اين پرونده نبوده است، گفت؛ وکيل مدافعي که در زمان محاکمه وکالت را بر عهده داشت به راي صادره اعتراض کرد و از دادگاه خواست شاکيان را به پزشکي قانوني بفرستد اما قاضي اين اعتراض را نپذيرفت و اعلام کرد آثار تجاوز بعد از هشت سال باقي نمي ماند، اين در حالي است که طبق نظر کارشناسان سازمان پزشکي قانوني اگر فردي در کودکي مورد آزار قرار گيرد تا آخر عمر اين آثار جسمي را به همراه دارد. سرانجام پرونده با اعتراض کتبي وکيل مدافع به ديوان عالي کشور فرستاده شد و حکم صادره مورد تاييد ديوان قرار گرفت.
وکيل مدافع جوان اعدامي ادامه داد؛ من پس از تاييد حکم به عنوان وکيل وارد پرونده شدم، با توجه به شرايطي که وجود داشت تقاضاي اعاده دادرسي کردم و در لايحه يي که براي دادستان کل کشور فرستادم شرايط را توضيح دادم. پس از مذاکره يي که با معاون اول دادستان کل کشور داشتم، وي فوراً پرونده را مطالبه و اجراي راي را متوقف کرد، ضمن اينکه به صورت شفاهي دلايل مرا براي اعاده دادرسي پذيرفت. به اين ترتيب پرونده براي بررسي در اختيار دادياران دادستاني کل کشور قرار گرفت و يکي از دادياران نقض حکم و اعاده دادرسي را پذيرفت اما دو داديار ديگر اعلام کردند چون قاضي اول براي صدور حکم اعدام به علم خود استناد کرده، نمي توان اعاده دادرسي را پذيرفت. اين در حالي است که حتي سه شاکي پرونده به تهران آمدند تا به معاون دادستان کل کشور و دادياران بگويند شکايت اوليه شان واهي بوده است و حاضرند به پزشکي قانوني بروند اما هيچ توجهي به حرف آنها نشد و پرونده براي اجراي حکم به کرمانشاه بازگردانده شد.
اقبال اضافه کرد؛ در اين مرحله طي نامه يي به آيت الله هاشمي شاهرودي نواقص پرونده را توضيح دادم. درست زماني که شش روز به اجراي حکم باقي مانده بود رئيس قوه قضائيه پرونده را مطالبه و دستور توقف حکم را صادر کرد. همچنين وي پس از بررسي پرونده با استناد به فتواي مقام معظم رهبري در خصوص اينکه احراز تجاوز به عنف با علم قاضي امکان پذير نيست و حتماً بايد دليلي به جز علم قاضي وجود داشته باشد، راي را خلاف شرع و قانون تشخيص داد و دستور اعاده دادرسي را صادر کرد و اين نامه را من شخصاً به شعبه اجراي احکام دادگستري کرمانشاه بردم و تحويل دادم. در حالي که ما منتظر دادرسي مجدد بوديم با توجه به حساسيت پرونده 6 آذرماه به هيات نظارت و پيگيري دفتر رئيس قوه قضائيه مراجعه کردم و در آنجا به من گفتند بايد دو ماه ديگر مراجعه کنم اما ساعت 8 صبح روز چهارشنبه از زندان کرمانشاه فردي با پدر موکلم تماس گرفت و از او خواست به زندان برود. پدر اين جوان پس از حضور در زندان با جسد پسرش که به دار آويخته شده بود، مواجه شد و بعد از آن ماجرا را به من اطلاع داد.
سعيد اقبالي در ادامه گفت؛ حکم اعدام در حالي اجرا شد که شکات، شکايت خود را رسماً پس گرفته بودند و حتي به فرض اينکه تجاوز به عنف شده بود چون در 13 سالگي و زير سن مسووليت کيفري بوده است نبايد محاکمه مي شد. متاسفانه قاضي دادگاه شکات را به پزشکي قانوني نفرستاد و به استناد علم خود وي را به اعدام محکوم کرد. در پرونده هيچ دليلي عليه ماکوان وجود ندارد و نامه رئيس قوه قضائيه نيز بيانگر همين نکته است. اما من نمي دانم چطور اين حکم اجرا شده است. حتي نحوه اجراي حکم هم غيرقانوني بوده چرا که در راي قاضي آمده بود ماکوان بايد در ملاء عام و در پارک شهيد کاظمي اعدام شود، در حالي که اين حکم در زندان و بدون اطلاع خانواده ماکوان و من به عنوان وکيلش اجرا شده است. آن طور که قضات اجراي احکام مدعي شدند نامه يي از دفتر رئيس قوه قضائيه براي اجراي حکم به دست آنها رسيده است، در حالي که چند روز قبل رئيس قوه قضائيه دستور توقف اجرا و اعاده دادرسي را داده بود که من شخصاً آن را روي پرونده گذاشتم.
اين وکيل دادگستري خاطرنشان کرد؛ هنوز اين نکته که رئيس قوه قضائيه در جريان اجراي حکم بوده يا خير براي من و خانواده موکلم پوشيده است و تا زمان مشخص شدن واقعيت پرونده را پيگيري مي کنيم چرا که او نه تجاوز به عنف کرده بود و نه محکوميت به جرم شرارت يا هر جرم ديگري براي وي وجود داشت.

Iran’s Ruling Regime Violates It’s Own Laws by Murdering Makwan Moloudzadeh

This week, 20 year old Makwan Moloudzadeh was executed for alleged sexual activity with other boys at the age of 13.  Makwan was initially arrested for smoking during Islamic fasting month of Ramadan.  In a show of humiliation was placed on a donkey and taken around the town in city of Kermanshah.  Several days later 3 boys told the authorities that Makwan had sexual relationship with them when he was 13 years of age. Despite the fact that the boys later withdrew their allegations, Makwan was sentenced to death for these alleged sexual acts. 

Subsequently, Makwan’s case was appealed and was under review by direct order of Iran’s head of judiciary, Ayatollah Shahrudi. Although Makwan’s attorney was told that the case will remain in Iran’s superior court in Tehran for more than 2 months, without his knowledge the file was sent back to prison authorities in Kermanshah and Makwan was executed in prison two days ago.

Makwan’s parents and his attorney, who were not notified of the execution in advance, were told after his death to make arrangement to pick up his body. The circumstances under which Makwan’s sentence was ordered and carried has not been not disclosed by the authorities.  It has been reported that the authorities said that they needed to make an example for the other youth in the community.
By executing Makwan for alleged sexual acts at the age of 13 Iran has violated its obligations not to execute children for crimes committed under the age of 18 pursuant to the International Covenant on Civil and Political Rights (ICCPR) and the Convention on the Rights of the Child (CRC).  He was executed based upon recanted allegations of three individuals concerning something that allegedly occurred over seven years ago.  The allegations were obtained under duress, and the proceedings violated both procedural and substantive due process.
Iran has violated its own laws in the following manner:
– Execution without any proof based on hearsay of 3 individuals who later testified that had lied.
– Execution for an alleged crime at the age of 13.  (Boys are considered adult at the age of 15 under Iran’s Islamic Sharia law and therefore even under Iran’s law Makwan was considered a child and should not have been executed.)
– Execution without approval of Iran’s head of judiciary, Ayatollah Shahrudi. (Unless Ayatollah Shahrudi had personally signed the execution order of Makwan, those who are sentenced to death for alleged crimes before the age of 18 can not be executed.)
– Execution without due process as provided within Iran’s penal codes.
– Execution without notifying Makwan’s attorney of the status of his case.
– Execution without notifying Makwan’s family that he was going to be executed.
According to Iranian law passed in 1991,  48 hours before execution the following people must be notified:
1- The local police to maintain security during the execution
2- The head of prison in order to assure of proper execution procedures
3- A Reliable physician to ascertain the status of the health of the accused
4- The religious authority of the religion of the accused (if s/he is of an accepted religion within Iran’s constitution)
5- The Court Secretary to recite the verdict
6- The Attorney of the accused
7- The Parents and nearest relatives of the accused
Additionally, the judge ordering the execution must allow the victim to meet those with whom he wishes to meet as long as it does not cause delay in execution.
After the completion of the execution, a complete report must be prepared and signed by all the above listed people to be included in the file along with a photo of the execution. The information and the name of the accused must be reported to the newspapers.
It is obvious that in the case of Makwan and many others, Iran’s authorities continue to violate even their own laws.
According to a recent confession by an Iranian police official there are nearly 240 other minors who may be facing execution in Iran not to mention more than 80 minors who have been identified and reported by Stop Child Executions Campaign.
Stop Child Executions Campaign strongly condemns the barbaric execution of an innocent child by the Islamic Regime in Iran in violation of International law as well Iran’s own laws. We further demand an international condemnation of Iran’s regime for this murder and demand that those responsible be held accountable in the international community and in the Iranian courts.
We call on the United Nations to take a more proactive role in holding Iran’s regime accountable for the recent executions and murders and to institute formal proceedings against those guilty of these crimes against humanity.
Nazanin Afshin-Jam and Stop Child Executions Campaign