Tag Archives: mehyar haghgoo

Iran’s supreme court approved execution of another juvenile

The death sentences of the juvenile offender Mahyar Haghgoo, and his mother Maryam, were approved by Iran’s supreme court, reported the Iranian daily Kargozaaran.

Mahyar is convicted of murdering his father in 2004, when he was 17 years old. His mother is also sentenced to death for assistance in the murder. According to reports at the time of alleged murder , Mehyar’s father, who was alcoholic, was beating up his mother. Mehyar seem to have suffered from temporary insanity at the time.

Mehyar was sentenced to death in the northern city of Rasht where the court did not take into consideration his mental status or age at the time of offence. With the supreme court’s approval of the sentence, Mahyar and his mother Matyam are at imminent risk of execution.

To read more about Mehyar Haghgoo visit:  http://scenews.blog.com/Mehyar%20Haghgoo/

حكم قصاص مهیار حق گو 17 ساله تایید شد

روزنامه کارگزاران

:حكم قصاص پسر 17 ساله و مادرش، كه در جریان درگیری با پدر خانواده، او را به قتل رسانده بود، تایید شد. پسری كه در شرایط غیرعادی پدر معتاد و سارقش را كشته و زنی كه نقشی در قتل نداشته است در انتظار مرگ هستند. سیزدهم بهمن‌ماه سال 83، محمد حقگو، مردی كه چندین‌ماه به جرم استعمال موادمخدر و سرقت، در زندان به سر برده و پس از آزادی از زندان هم مدتی به خانه نیامده بود، به خانه‌اش بازگشت. همسرش، مریم، پیش از آن، بارها به خاطر اذیت و آزارهای محمد از او درخواست طلاق كرده بود اما محمد حاضر به طلاق او نشده بود. محمد ساعت 14 روز حادثه پس از ماه‌ها به خانه آمد و با خانواده‌اش درگیر شد.
فریادها و فحش‌های او به مریم، یكی از همسایه‌ها به نام نادر محمدی را به خانه آنها كشاند. نادر موفق شد، با پادرمیانی موضوع را حل كند. محمد اما از خانه خارج شد و پس از چند ساعت با شیشه‌ای حاوی الكل به خانه آمد. او هنگام صرف شام دو لیوان پر از الكل كرد و یكی از آنها را به پسر 17 ساله‌اش مهیار داد. مهیار با اجبار پدر، چهار لیوان مشروب را در حالی خورد كه مریم به موضوع اعتراض می‌كرد. محمد بار دیگر شروع به اذیت همسرش كرد و صدای‌شان بلند شد و در همین لحظه، مهیار به آشپزخانه رفت و در شرایطی كه جنون به او دست داده و بی‌اختیار بود، چاقویی را از كابینت برداشت. وی در وضعیتی نامتعادل و در شرایطی كه تحمل رفتارهای پدرش را نداشت، با چاقویی كه در كمرش گذاشته بود، گردن پدرش را مورد اصابت قرار داد. ناله‌های مادرش نتوانست جلوی او را بگیرد و مهیار 17 ساله با یادآوری زجرهای گذشته، پدرش را به حمام برد و در حالی‌كه به گفته خودش با او سخن می‌گفت و اشك می‌ریخت، جسد را مثله كرد و سپس قطعات مثله‌شده را در داخل كیسه‌های مشكی‌رنگ ریخت و بعد از سه، چهار روز كه در یخچال نگهداری كرده بود، با خودرویی كه از یكی از دوستانش به امانت گرفته بود، به اطراف شهر برد و قطعات جسد را در گوشه‌ای، زیر خاك گذاشت. او مدتی بعد بازداشت شد. مهیار در جلسات دادرسی، علت برداشتن چاقو را تهدید پدرش عنوان كرد و گفت: چاقو را برداشتم كه پدرم را بترسانم تا دست از كارهای غیراخلاقی‌اش بردارد و در صورت ادامه خشونت، خودم را زخمی كنم. در حالی‌كه ابتدای تشكیل پرونده، مادر مهیار به خاطر مسائل عاطفی، ارتكاب قتل را گردن گرفت اما دادگاه با وجود اینكه مریم رجبی فاقد مسوولیت كیفری در رابطه با قتل عمد، وی را نیز به قصاص نفس محكوم كرد.
مریم در ادامه بازجویی‌ها اذعان كرد: «… در همین حین در میان درگیری، مهیار سررسید، هر كاری كرد پدرش آرام نشد و در یك لحظه دیدم مهیار داد كشید و بعد ضربه‌ای به پدرش زد.»
وی ادامه داد: «مهیار حالتی شوكه داشت و هیچ خودش را نمی‌فهمید. فقط حرف می‌زد و گاهی هم جیغ می‌كشید.»
همه اینها حاكی از جنون اختصاصی مهیار بود.
او هنگام وقوع قتل و مثله كردن جسد و همچنین وقتی كه جسد داخل یخچال بوده با مقتول صحبت می‌كرده كه به گفته وكیل پرونده این از علائم جنون متناوب است. او در صورتجلسات دادگاه چندین‌بار گفته است: «بچه كه بودم به من و مادرم ظلم و بدی كرد. هیچ‌وقت به ما محبت نداشت و پدرم سنگدل بود»؛ «به خاطر خرج و مخارج، قادر به ادامه تحصیل نبودم.» او در مراحل بازجویی اظهار پشیمانی و ندامت می‌كرد. بررسی‌ها نشان می‌داد كه مقتول قبل از درگیری منجر به قتل با همسر و فرزندش درگیر شده و قندان را به طرف همسرش پرتاب كرده و چاقویی را كه روی اوپن آشپزخانه بود را برداشته تا از آن استفاده كند اما با مداخله نادر محمدی مواجه شد. مهیار بارها در جلسات رسیدگی به پرونده گفته بود، كوچك‌ترین حرفی كه می‌زد، با كتك‌های پدر روبه‌رو می‌شده است.
محمد حقگو پیش از این بارها به جرم سرقت روانه زندان شده بود. اما مریم نجفی كه در مرحله اول بازجویی قتل را گردن گرفته بود با اقرارهای مهیار مشخص شد كه نقشی در قتل نداشته است اما با این وجود، قاضی رای به قصاص هر دو متهم داد. مهیار اقرار كرد كه چاقو را خود به گردن محمد زده است و به گفته وكیل پرونده، حتی معاونت در قتل را نیز نمی‌توان در خصوص مریم صادق دانست.
روزنامه كارگزاران آماده درج نظرات روان‌شناسان، جرم‌شناسان و حقوقدانان در رابطه با این پرونده است. هم‌اكنون وكیل متهمان با ارسال نامه‌ای به رئیس قوه قضائیه خواستار رسیدگی به این پرونده شده است

.

چرا مهيار پدرش را کشت

مريم رامشت

اخبار تاسف بار و دردناکي همچون ماجراي قتل پدر به دست يک نوجوان به نام مهيار در واقع زنگ خطري براي خانواده هايي است که در آن به ارتباط درست بين والدين توجه نمي شود. در بررسي اين حادثه بايد چند نکته را مورد توجه قرار داد. اولين نکته اينکه فضاي خانواده يي که مهيار در آن زندگي مي کرده است کاملاً متشنج بوده و پدر و مادر به رغم اينکه با هم زندگي مي کردند اما تفاهم لازم را نداشتند و پدر که يک شخصيت پرخاشگر داشته علاوه بر اينکه به خودش صدمه زده به ساير اعضاي خانواده هم صدمه وارد کرده است و روابط درستي با همسر و فرزندش نداشته است. فرد پرخاشگر در ارتباطات خود از استدلال و منطق تبعيت نمي کند و اطرافيان خودش را هم به افرادي پرخاشگر تبديل مي کند. مهيار در شرايطي خاص به شکل انتقام جويانه و بسيار خشن تر از پدر به قصد انتقام گيري از وي، او را به قتل رسانده و در واقع ناخودآگاه اين شيوه را برگزيده است. از سويي آستانه تحمل مهيار به دليل تنش هايي که داشته بسيار پايين آمده چرا که او ارتباط موثر و روش حل مشکلات در زندگي را ياد نگرفته است. والدين مهيار به اين نکته که رفتارشان الگويي براي فرزندشان است توجهي نداشتند و بدون توجه به اينکه فرزندي مثل خود تربيت مي کنند مرتب به پرخاشگري مي پرداختند. نکته ديگر اينکه والديني که با هم اختلاف دارند، متاسفانه فرزندان شان را هم وارد اين اختلاف مي کنند تا در واقع يک حامي داشته باشند و معمولاً حامي مادر فرزند پسر خانواده است چرا که رابطه عاطفي عميقي بين مادر و پسر وجود دارد و از آنجايي که پدر نقش خود را به درستي انجام نمي دهد فرزند پسر جاي او را مي گيرد و در نقش مرد اول خانواده به حمايت از مادر مي پردازد و در اين ميان با توجه به اينکه رفتار پرخاشگرانه پدر را هم آموخته، با خشونت تمام از مادر حمايت مي کند. البته نحوه تاثيرپذيري دختران و پسران متفاوت است، پسراني که پرخاشگري را مي آموزند به همان شيوه هم آن را بروز مي دهند اما دختراني که در برابر رفتار پرخاشگرانه قرار مي گيرند به شدت گوشه گير و درون گرا مي شوند.

نکته مهم ديگر که بايد به آن اشاره کرد، تقاضاي پدر از مادر براي ارتباط جنسي در برابر چشم فرزندشان است. اين مساله در فرهنگ ما يک رفتار نامتعارف است و نشان از پايين بودن خودکنترلي افراد دارد. براي کودکاني که در فرهنگ ما پرورش مي يابند ارتباط جنسي يک تابو است که در واقع در مورد آن تفکرات بازدارنده وجود دارد و هميشه از ديد فرزندان پنهان است. اين حريم فکري بيشتر از سوي والدين ايجاد مي شود و زماني که اين الگوي رفتاري رعايت نشود به فرزند صدمه بسيار جدي وارد مي شود.

پدري که در مقابل فرزند خود چنين حرکت نامتعارفي مي کند در واقع تمام حريم هاي خصوصي را مي شکند و پسر را وارد پروسه يي مي کند که برايش غيرقابل باور است. در اين پرونده نيز حرمت شکني هاي اتفاق افتاده و وابستگي موجود بين مادر و پسر مهيار را مجبور به بروز رفتاري بسيار خشن کرده است. آخرين نکته بي توجهي به تقاضاي طلاق مادر از سوي متوليان قانون و دادگاه خانواده است چرا که غفلت در اين موارد، باعث تصميم گيري نامناسب و يک فاجعه است.

URGENT CALL: Mehyar Haghgoo sentenced to death

Yesterday , 17 year old Mehyar Haghgoo was sentenced to death by a court in the city of Rasht, Iran. Mehyar’s case was initially reported by Stop Child Executions Campaign in July of 2007 after being notified by his attorney Mohammad Mostafaei.  

Mehyar is accused of killing his abusive and alcoholic father. According to the report at the time of alleged murder , Mehyar’s father was beating up his mother. Mehyar seem to have suffered from temporary insanity at the time.  Mehyar’s mother is jointly accused of murder of her husband. Mehyar is from the northern city of Rasht which is the same city as where Delara Darabi, Soghra and few other children are awaiting execution.

International law strictly prohibits the use of the death penalty against people convicted of crimes committed when they were under 18. As a state party to the International Covenant on Civil and Political Rights (ICCPR) and the CRC, Iran has undertaken not to execute child offenders. since 1990, the ruling Islamic regime in Iran has executed at least 30 juveniles, including more than 6 in 2007. 86 youth are now recorded by SCE to be on death row in Iran for alleged crimes before the age of 18. This number may be even higher as according to the reports, at least a further 15 Afghan juvenile offenders may be under sentence of death. According to the statistics provided by an Iranian police official about 170 children (under 18 at time of alleged crime) can be facing execution in Iran. There has been a surge in processing the children’s file for execution. In the past 3 months, SCE has reported 12 imminent executions for Ali Mahin-Torabi, Mohammad Latif, Delara DarabiHossein HaghiBehnoodAliSaeed Jazee,  Amir Amorollahi, Rahim Ahmadi, Mohammad Haddadi and Mehyar Haghgoo.  Earlier this month 42 European countries condemned Iran for the surge in child executions. Iran has broken the world records in 2007 with at least 297 recorded executions comparing to 177 in 2006.

As of February 2008 Stop Child Executions Campaign has recorded 91 children facing executions worldwide: 86 in Iran, 2 in Saudi Arabia, 2 in Sudan and 1 in Yemen. In 2007 at least 7 were reported to have been executed : 6 in Iran and 1 in Saudi Arabia. Three are known to have been saved from execution: 2 in Iran and 1 in Yemen.

RECOMMENDED ACTION:


– Call on the Iranian authorities to immediately halt the execution of Mehyar Haghgoo..
– Express concern that Mehyar Haghghoo was sentenced to death for a crime committed when he was under 18;
- Calling for the death sentence against Mehyar be commuted;
– Remind the authorities that Iran is a state party to the International Covenant on Civil and Political Rights and the Convention on the Rights of the Child, which prohibit the use of the death penalty against people convicted of crimes committed when they were under 18, and that the execution of Mehyar Haghgoo would therefore be a violation of international law;
– Urging the authorities to pass legislation to abolish the death penalty for offences committed by anyone under the age of 18, so as to bring Iran’s domestic law into line with its obligations under international law;
– Stating that you acknowledge the right and responsibility of governments to bring to justice those children suspected of criminal offences, but unconditionally opposes their death penalty.

APPEALS TO:
Head of the Judiciary
His Excellency Ayatollah Mahmoud Hashemi Shahroudi
Ministry of Justice, Panzdah Khordad (Ark) Square,
Tehran, Islamic Republic of Iran
Salutation: Your Excellency
Email: info@dadgostary-tehran.ir (In the subject line: FAO Ayatollah Shahroudi)
Fax: +98 21 3390 4986 (please keep trying, if the called is answered, say “fax please”)

Leader of the Islamic Republic
His Excellency Ayatollah Sayed ‘Ali Khamenei, The Office of the Supreme Leader
Islamic Republic Street – Shahid Keshvar Doust Street
Tehran, Islamic Republic of Iran
Email: info@leader.ir
Salutation: Your Excellency

COPIES TO:
Director, Human Rights Headquarters of Iran
His Excellency Mohammad Javad Larijani
C/o Office of the Deputy for International Affairs
Ministry of Justice,
Ministry of Justice Building, Panzdah-Khordad (Ark) Square,
Tehran, Islamic Republic of Iran
Fax: + 98 21 5 537 8827 (please keep trying)

and to diplomatic representatives of Iran accredited to your country.

PLEASE SEND APPEALS IMMEDIATELY.

for more information about how to help visit:http://www.stopchildexecutions.com/how-you-can-help.aspx

مهيار ۱۷ ساله به اعدام محكوم شد

روزنامه اعتماد
دادگاه اطفال رشت پسر نوجواني را كه پدرش را به قتل رسانده و جسد او را مثله كرده بود با تقاضاي اولياي‌دم به قصاص محكوم كرد
مهيار زماني كه ۱۷ سال داشت پس از خوردن مشروب و در پي مشاجره پدر و مادرش، پدر خود به نام محمد را با ضربات چاقو به قتل رساند و جسدش را مثله كرد.
مهيار در جلسه محاكمه در دفاع از خود گفت: اتهام قتل را قبول دارم و از اتفاقي كه افتاده است بسيار پشيمان هستم، اما در آن زمان كاملاً مست بودم و اختياري نداشتم. فقط به ياد دارم كه با چاقو پدرم را زدم.
وي ادامه داد: پدر و مادرم از وقتي كه من بچه بودم با هم اختلاف داشتند تا جايي كه مادرم تصميم به جدايي گرفت. دو سال قبل از حادثه پدرم به خاطر كارهاي خلافي كه مي‌كرد به زندان افتاد و دو سال زنداني بود، سه روز قبل از حادثه او آزاد شد و به خانه برگشت، اما باز هم با مادرم اختلاف پيدا كرد. پدرم خيلي مشروب مي‌خورد و من را هم مجبور مي‌كرد كه مشروب بخورم، مادرم با اين كار پدرم خيلي مخالف بود. روز حادثه پدرم دو ليوان مشروب ريخت و يكي را به من داد، من هم آن را نوشيدم و بعد به اتاق خودم رفتم، يكدفعه صداي داد و فرياد مادرم را شنيدم، پدرم داشت او را كتك مي‌زد، كار آنقدر بالا گرفت كه همسايه‌ها دخالت كردند و همه چيز آرام شد و پدرم از منزل بيرون رفت من هم به اتاقم برگشتم.
مهيار در ادامه گفت: حالم خوب نبود و دراز كشيده بودم كه ناگهان با شنيدن صداي فرياد مادرم متوجه شدم پدرم به خانه برگشته است. او دو بطري مشروب در دستش بود، باز مشروب ريخت كه با هم بنوشيم، مادرم با اين كار مخالفت و پدرم به سمت وي حمله كرد و او را به شدت كتك زد. ديگر نتوانستم تحمل كنم، چاقو برداشتم و پدرم را تهديد كردم كه اگر دست از سر مادرم برندارد خودم را مي‌كشم. پدرم هيچ توجهي نكرد و با شدت بيشتر مادرم را كتك زد، ديگر نتوانستم تحمل كنم، چشمانم را بستم و ضربه چاقو را به گردنش زدم.
مهيار كه به شدت اظهار پشيماني مي‌كرد، افزود: به ياد ندارم چطور جسد را مثله كردم. حالم اصلاً خوب نبود و نمي‌دانستم چه مي‌كنم. از وقتي خيلي كوچك بودم پدرم مرا كتك مي‌زد، اگر كاري مي‌خواست انجام دهم و گوش نمي‌كردم كتك مي‌خوردم. دو سالي كه پدرم نبود، با مادرم خيلي راحت زندگي مي‌كرديم. با تمام رفتارهاي خشني كه پدرم داشت او را دوست داشتم و نمي‌دانم چطور شد كه كنترل خودم را از دست دادم و او را كشتم.

در ادامه جلسه دادگاه مريم مادر مهيار كه متهم رديف دوم پرونده است در جايگاه قرار گرفت و گفت: من اتهام مشاركت در قتل را قبول ندارم و مهيار به تنهايي پدرش را كشت، اما بايد بگويم در همين عمر كوتاه مهيار، او خيلي از سوي پدرش آزار ديد. محمد، من و مهيار را كتك مي‌زد و به زور به مهيار مشروب مي‌خوراند و هيچ توجهي به حال پسرش نداشت. همسرم خلافكار بود و ما از همان سال‌هاي اول زندگي‌مان با هم مشكل داشتيم تا اينكه زنداني شد، من هم تقاضاي طلاق كردم. به رغم اينكه خيلي تلاش كردم، دادگاه به دليل اينكه محمد مخالف طلاق بود تقاضاي مرا رد كرد و دوباره به خانه همسرم برگشتم. هميشه كابوس اين را داشتم كه اگر وي آزاد شود بايد چه كنم تا اينكه سه روز قبل از حادثه محمد به خانه برگشت و باز آزارها شروع شد. شوهرم از روز اول كه آمد مرا كتك مي‌زد.
روز حادثه من و شوهرم دعوا كرديم او به شدت مرا مورد ضرب و جرح قرار داد و درگيري آنقدر بالا گرفت كه همسايه‌ها به خانه‌مان ريختند. بعد از آرام شدن خانه، شوهرم دوباره به زور به مهيار مشروب داد.
مريم ادامه داد: مهيار حالش خوب نبود و من به محمد گفتم اين كار را نكند، مهيار به اتاقش رفت و شوهرم با عصبانيت به جان من افتاد. پسرم از اتاق بيرون آمد، شوهرم از من مي‌خواست در برابر چشم مهيار از او تمكين كنم. من حاضر نشدم اين كار را بكنم. شوهرم مرا كتك مي‌زد و كارهايي مي‌كرد كه من نمي‌خواستم مهيار ببيند. در اين لحظه مهيار وقتي ديد پدرش مرا مي‌زند عصباني شد و از او خواست به اين وضعيت پايان دهد، اما وي توجهي به حرفش نكرد. مهيار به آشپزخانه رفت، چاقويي را در كمرش گذاشت و تهديد كرد اگر پدرش همچنان به كتك زدن من ادامه دهد خودزني خواهد كرد، اما باز هم محمد اعتنايي نكرد. پسرم يكدفعه به سمت پدرش حمله كرد، چاقو را از كمرش بيرون آورد و چشمان پدرش را گرفت و ضربه‌يي به گردنش زد و بعد جسد را به داخل حمام برد. مهيار اصلاً در حالت عادي نبود و من هم نمي‌توانستم جلويش را بگيرم، همان‌طور مهيار جسد پدرش را در حمام مثله مي‌كرد و به او ناسزا مي‌گفت و هيچ چيز هم جلودارش نبود.
بنا بر اين گزارش پس از پايان جلسه محاكمه قاضي شعبه ۱۰۲ دادگاه اطفال رشت با تقاضاي اولياي‌دم مهيار را به قصاص محكوم كرد.

Mehyar Haghgoo awaiting verdict

Mehyar Haghgoo is another 17 year old facing a possible execution verdict in Iran. Mehyar is now being represented by Mr. Mostafaei who is also the attorney for Nazanin Fatehi, Reza Alinjad , co-attorney for Delara Darabi,…Mohammad Mostafaei has sent SCE the details about Mehyar’s case.

Mehyar is accused of killing his abusive and alcholic father. According to the report at the time of alleged murder , Mehyar’s father was beating up his mother. Mehyar seem to have suffered from temporary insanity at the time.  Mehyar’s mother is jointly accused of murder of her husband. Mehyar is from the northren city of Rasht which is the same city as where Delara Darabi, Soghra and few other children are awaiting execution.

Mehyar and his mother’s files are scheduled for court review later this month.

 

 مهیار حق گو متولد بیست و چهارم تیر ماه 1366 در سن 17 سالگی و در شهر رشت پدر خود را به قتل رسانید موضوع از این قرار است که : محمد پدر مهیار دارای سابقه کیفری متعدد بوده و قبل از به قتل رسیدن نیز به اتهام خیانت در امانت به مدت 18 ماه در زندان بوده است به گفته مهیار و مادرش به نام مریم او تند خو و بداخلاق بوده و در طول زندگی روش نامناسبی را انتخاب نموده و دائما با همسر و فرزند خویش جنگ و دعوا داشته و به آنها ناسزا می گفته است .

 

محمد پس از سه روز از آزادیش در روز حادثه یعنی مورخ 16/11/1383به منزل مراجعه می نماید و پس از مدت کوتاهی از حضورش در منزل طبق روال معمول با همسرش مشاجره و نزاع می کند تا اینکه با مداخله همسایگان دعوا خاتمه می یابد او چون گاها  مشروبات الکلی استعمال می کرده ، به بیرون از منزل رقته و با تهیه مشروب به منزل می آید محمد در دو لیوان مشروب ریخته و یکی از آنها را به مهیار می دهد و با هم شروع به نوشیده مشروب می کنند تا اینکه مهیار مسلوب الاختیار می گردد در این هنگام محمد به اطاق رفته و مجدد با مریم مشاجره می کند و درگیری بالا می کشد مهیار با دیدن صحنه درگیری به آشپزخانه رفته و چاقویی را برداشته و به نیت اینکه خود زنی کند به اطاق       می رود و پدر را تهدید می کند که اگر درگیری را تمام نکند خود را مجروح خواهد کرد پدر به حرفهای مهیار توجهی نکرده و به طرف مریم می رود مهیار با یک دست دهان پدر را گرفته و با دست دیگری که در آن کارد قرار داشت بدون آنکه تعادل روانی داشته باشد گردن پدر را می برد و وی را به قتل می رساند.

 

او پس از این حادثه بی آنکه اختیاری داشته باشد پدر را به حمام برده و جنازه وی را مثله می کند و قطعات بدن را به داخل کیسه های نایلونی مشکی ریخته ودر یخچال می گذارد .

 

مادر مهیار می گوید زمانیکه مهیار در حمام جنازه پدرش را تکه تکه می کرد به وی دشنام و ناسزا می گفت و از ناملایمیهای پدرش می گفت و کنترش دست خودش نبود . او برای آن جنازه را مثله کرد که کسی متوجه قتل نشود به هر حال پس از سه روز با تهیه خودرویی به اتفاق تکیه بدن را در کوشه کناری می اندازند و سر و دستهای او را داخل چاله ای انداخته و با خاک می پوشانند و گویی سگهای اطراف با کندن زمین جنازه را خارج و توجه مردم را به آم جلب می نمایند .

 

با شناسایی هویت مقتول مهیار و مادرش دستگیر و از آن پس به زندان رشت منتقل می گردد .

 

در حال حاضر پرونده این دو در شعبه 102 دادگاه کیفری رشت مطرح رسیدگی بوده و تاکنون حکمی برای این دو صادر نشده و مقرر است در تاریخ 26/4/1386 جلسه رسیدگی تشکیل گردد.

 

به نظر می رسد با توجه به رویه محاکم در ایران و عدم توجه دادگاههای ایران به میثاق بین المللی حقوق مدنی وسیاسی مهیار به اعدام محکوم گردد که در چنین صورتی بار دیگر یکی از بندهای این معاهده که منع اعدام اطفال زیر 18 سال است نقض خواهد شد به هر تقدیر در جلسه رسیدگی آتی به موضوعی که تاکنون مورد بررسی قرار نگرفته و آن دعوت از کارشناسان پزشکی قانونی جهت مشخص نمودن وضعیت روانی متهم در زمان ارتکاب جرم است پرداخته خواهد شد.

 

 

 

محمد مصطفایی – وکیل مهیار حق گو