Tag Archives: Media

گفت و گوی رادیو فردا با نازنین افشین جم

شهران طبری راديو فردا

بشنوید
mp3 windows media real audio

مهم است که همه ايرانيان در يک موضوع همراه و همگام شوند و اين موضوع حقوق بشر و آزادی است

انجمن هنری جکسون» يکی از موسسه های پژوهشی استراتژيک بريتانيا در سياست خارجی است که می گويد هدفش اشاعه دموکراسی، آزادی و صلح در سراسر جهان است. يکی از فعاليت های
اين انجمن، برگزاری جلسات بحث و گفت و گوست.

اخيرا «انجمن هنری جکسون» به همراه تشکلی به نام «کنفدراسيون دانشجويان ايرانی در لندن»، نازنين افشين جم، يکی از فعالان حقوق بشر و دختر شايسته سال ۲۰۰۳ کانادا را به لندن دعوت کردند و برايش جلسات متعددی از کنفرانس خبری گرفته تا گفت و گو در مجلس بريتانيا و ملاقات با نمايندگان دو مجلسين کشور برگزار کرده اند.

نازنين افشين جم، در سال ۲۰۰۳ به عنوان دختر شايسته کانادا انتخاب شد و از سوی اين کشور در مسابقات ملکه زيبايی جهان شرکت کرد. او در زمان انقلاب يک سال داشت و به همراه خانواده اش مجبور به ترک ايران و مهاجرت شدند. نازنين افشين جم از پيروزی و شهرت خود برای مبارزه با نقض حقوق بشر در ايران بهره می گيرد.

او در سال ۲۰۰۷ وب سايتی را با نام «stop child execution» تأسيس کرد و می کوشد به مقام های ايران بگويد، شما اعلاميه حقوق بشر و معاهده حفظ حقوق کودکان و نوجوانان را امضا کرده ايد و بر اين اساس نبايد افرادی را که در سن زير ۱۸ سال مرتکب جرم و جنايت می شوند، اعدام کنيد.

نازنين افشين جم، با شرکت در گفت و گوی ويژه راديو فردا می گوید که در ايران حدود ۱۵۰ کودک در خطر اعدام هستند.


رادیو فردا: خانم افشين جم! شما به عنوان ملکه زيبايی کانادا انتخاب شديد و کسانی که ملکه زيبايی شناخته می شوند، به کارهای مربوط به مد و زيبايی می پردازند، ولی شما راه کاملا متفاوتی
را انتخاب کرده ايد. چگونه به فکر مبارزه برای حقوق بشر در ايران افتاديد؟

نازنین افشین جم: من از ابتدا و حتی قبل از اين که به عنوان دختر شايسته انتخاب شوم، هدفم اين بود که بتوانم در مورد حقوق بشر ايران و ساير کشورهايی که نقض حقوق بشر در آنها وجود دارد

،

مانند چين و برمه فعاليت کنم و به خودم گفتم چگونه می توانم صدايم را قوی تر کنم و پيام خودم را بيشتربه مردم برسانم و از اين مسئله ايده گرفتم که در مسابقه دختر شايسته شرکت کنم تا بتوانم اين فعاليت را انجام دهم و خوشحالم که توانستم اين کار را انجام دهم. زيرا از آن موقع که دختر شايسته شدم، روزنامه ها و خبرنگاران بيشتر می خواهند در مورد نقض حقوق بشر در ايران بدانند.

کشوری را که در آن به دنيا آمده ام، هرگز فراموش نکرده ام. از وقتی دختر شايسته کانادا شدم، از دانشجويان و زنان ايرانی ايميل های بسياری دريافت کردم که به من توضيح داده اند چطور سختی می کشند. من فکر کردم اين مسئوليت من است که بايد صدای آدم ها را در ايران بهبيرون برسانم. به پارلمان ها و سازمان های مختلف که برای حل مشکلات بتوانيم کاری کنيم.


و ظاهراً کار شما خيلی مؤثر بوده است؟

بله، با کمک افراد بسياری در دنيا از جمله شادی صدر، آقای مصطفايی، سازمان ها و پارلمان های کشورها، سازمان ملل و اتحاديه اروپا همه بر روی کمپين نازنين فاتحی فشار وارد کرديم و خوشبختانه آيت الله شاهرودی يک حکم جديد صادر کرد و توانستيم او را از زندان بيرون آوريم.

از اين که توانستيم يک تن از ميان همه را نجات دهيم، بسيار خوشحال شدم. ولی متوجه شديم در ايران حدود ۱۵۰ نفر ديگر، تحت خطر اعدام هستند.


اسامی تمام آنها را می دانيد؟ برای شما ايميل می زنند؟

بله، البته تمام این ۱۵۰ نفر برای من ايميل نمی زنند. ما وب سايتی داريم به نام «کودکان را اعدام نکنيد» و جديدا ليستی را اضافه کرده ايم که تازه ترين ليست در مورد بچه هايی که در زندان هستند، می باشد.

بعضی از بستگان اين بچه ها به ما می نويسند، عکس های آنهارا برای ما می فرستند و داستانشان را و اين که چرا در زندان هستند و چرا می خواهند اعدامشان کنند.

ما سعی می کنيم اين اطلاعات را منتشر کنيم و از دولت های مختلف بخواهيم به ايران فشار بياورند تا جلوی اين اعدام ها گرفته شود. ما مستقيم هم بر دولت ايران فشار می آوريم، زيرا خودشان معاهده های بين المللی را امضا کرده اند که کودکان زير ۱۸ سال را اعدام نکنند.

ايران يکی از امضاء کننده های منشور حقوق کودکان زير ۱۸ سال است. وقتی به فارسی کلمه کودک را می گوييم، به نظر بچه های کوچک می آيند. ولی کودک به معنی افراد زير ۱۸ سال است.


در مورد کمپين «کودکان را اعدام نکنيد» توضيح دهيد که از چه زمانی و به کمک چه کسانی اين کمپين يا سازمان را درست کرده ايد؟

هنگامی که نازنين فاتحی از زندان آزاد شد، يعنی ۳۱ ژانويه ۲۰۰۷ کمک کردن به اين کودکان که در زندان هستند را شروع کرديم. پنج نفر داوطلب هستيم که برای اين کمپين فعاليت زيادی می کنيم و افراد زيادی از ما حمايت کرده و با ما همکاری می کنند.

روی وب سايتمان يک طومار داريم که تا کنون حدود ۱۷ هزار امضا گرفته ايم و فعالان حقوق بشر از جمله شيرين عبادی و مهرانگيز کار و وکلای مختلف در ايران و بعضی دولت ها مانند سوئد، کانادا و پارلمان اروپا آن را امضا کرده اند. از همه جا امضا گرفته ايم که ما را حمايت کنند.


چند سال پيش درايران، لايحه ای (طرحی) به مجلس برده شده که جلوی اعدام و زندانی کردن افراد زير ۱۸ سال گرفته شود. شما برای رأی مثبت به اين لايحه کمپين می کنيد. در اين مورد
توضيح دهيد
.

ما تلاش می کنيم توسط کمپين «کودکان را اعدام نکنيد»، فشار بياوريم که اين طرح دوباره در مجلس ايران مطرح شود. متأسفانه اين لايحه (طرح) برای چهار سال مسکوت مانده است و تمام تلاش ما برای فعال کردن اين لايحه است.

اگر اين لايحه (طرح) در مجلس تصويب شود بعد از آن شورای نگهبان بايد آن را تأييد کند و ما نمی دانيم آن را تأييد می کنند يا نه، زيرا در قوانين شريعت دختران در نه سالگی بالغ می شوند و پسران در ۱۵ سالگی.اميدوارم کاری کنند که قوانين و قطعنامه های بين المللی در اين مورد اجرا شود.


يعنی سن بلوغ را برای دختران و پسران به ۱۸ سال تغيير دهند.

بله همين طور است.


به لندن آمده ايد تا برای اين کمپين و مسائل مطرح شده در آن، حمايت مقام های انگليس را جلب کنيد. در کنفرانس خبری مطرح کرديد، از زمانی که مسئله پرونده هسته ای ايران حاد شده است، توجه همه به اين مسئله معطوف شده و حقوق بشر ناديده گرفته می شود. شما می خواهيد نگذاريد اين اتفاق بيفتد، آيا توانستيد پيام خود را برسانيد؟

بله، در پارلمان تلاش کردم اين مسئله را مطرح کنم. تمام صحبت هايم در باره اين بود که بايد تمام دولت ها و افراد در دنيا، تلاش و توجهشان را به اين مسئله در ايران معطوف کنند. به گريه های ايرانيان گوش کنند که می خواهند پيامشان را به سراسر دنيا برسانند که چقدر سختی می کشند.

در فعاليت های حقوق بشرمان فهميديم، هر بار که يک مشکل حقوق بشری وجود دارد و ما فشار بين المللی وارد می کنيم، اين جوان ها اعدام نمی شوند

. من می خواهم بگويم که ما به راستی می توانيم کاری کنيم .

آنها چه واکنشی به اين موضوع  نشان دادند و جوابشان چه بود ؟

بعد از سخنرانی، با يکی از نمايندگان پارلمان ملاقاتی داشتم و او گفت تا ما ايرانيان نتوانيم يک صدا و هماهنگ حرف بزنيم، آنها نمی توانند کاری بکنند. زيرا اين قدر سازمان های گوناگون هستند و حرف های مختلف می زنند که گيج می شوند و نمی دانند به چه کسی گوش دهند.

پس بسيار مهم است که همه ايرانيان در يک موضوع همراه و همگام شوند و اين موضوع حقوق بشر و آزادی است.


با نمايندگان مجلس و با نمايندگان رسانه ها صحبت کرديد. بعد با چه کسانی می خواهيد صحبت کنيد؟

با نمايندگان پارلمان های مختلف در مورد حقوق بشر درايران ملاقات دارم. دوست دارم در لندن، با ايرانی هايی که به هيچ کجا وابستگی سياسی ندارند صحبت کنم. زيرا بسياری از جوانان ايرانی علاقمندند کاری بکنند و به ايرانی ها کمک کنند، ولی نمی دانند چگونه آغاز کنند و نمی خواهند در يک کمپين سياسی شرکت داشته باشند. من می خواهم برايشان توضيح دهم که صدايشان قوی است و می توانند کاری کنند و در حوزه های مختلف به ايرانی ها کمک کنند.


يکی از مسائلی که مطرح کرديد، اين بود که شما جوان هستيد و ۷۰ درصد جمعيت ايران نيز جوان است و شما می دانيد که آنها چه می خواهند. گفتيد بسيار اميدواريد که شرايط ايران در چند سال آينده تغيير کند. در اين مورد توضيح دهيد.

من به آينده ايران بسيار اميدوارم زيرا جوان ها را می بينيم. ۷۰ درصد جمعيت ايران زير ۳۰ سال، بسيار قوی و پرانرژی هستند و در اينترنت داستان هايشان را مطرح می کنند.

من می دانم که اين حکومت مذهبی نمی تواند تا آخر اين گونه ادامه دهد. در ايران افراد زيادی سکولار هستند و می خواهند بين دين و سياست جدايی باشد.

دين های مختلف در ايران وجود دارد مانند مسلمان، مسيحی، بهايی و زرتشتی. ما بايد بگذاريم هر کس هر طور می خواهد زندگی کند و نمی توان با زور افراد را به کاری وادار کرد. اگر انسان در قلبش باور نداشته باشد، وضعيت بدتر می شود .

از وقتی جمهوری اسلامی روی کار آمده است، بعضی ها که مسلمان بودند ديگر دوست ندارند به مذهب خود پايبند باشند. جمهوری اسلامی کاری کرد که آدم ها از اسلام عصبانی شدند، در حالی که اسلام دين خوبی است و صحبت های قرآن خوب است.

گفت و گو با نازنین افشین جم

محمد تهوری – واشنگتن پریزم
Source: Washington Prism

اکثر ایرانی ها خصوصا ایرانیان ساکن کانادا، از سال ۲٠٠۳ (١۳۸۲) با نام “نازنین افشین جم” آشنا شدند. یعنی زمانی که او بعنوان دختر شایسته کانادا انتخاب شد. اما آنچه باعث شد نام وی بر سر زبانها باقی بماند، تلاش مداومش در راه مبارزه با نقض حقوق بشر بود.

وقتی از نازنین می پرسم چه عاملی سبب شد تا شما روی موضوع نقض حقوق بشر در ایران متمرکز شوی، با ناراحتی قصه “نازنین فاتحی” را برایم بازگو می کند. او می گوید برای من غیر قابل باور بود دختری که در دفاع از حیثیت و حق خودش مرتکب قتل یک متجاوز شد، به مرگ محکوم گردید و قرار بود بزودی به جوخه اعدام سپرده شود. آخر چطور باید دختری اعدام شود که از سوی سه پسر مورد حمله قرار گرفته، و آنها می خواهند به وی تجاوز کنند؟ او نیز در دفاع از خودش به چاقویی که همراه دارد متوسل می شود، و یکی از آنها را از پا درمی آورد.
بعد از آن نازنین افشین جم با راه اندازی رشته عملیات (کمپین)ی در حمایت از نازنین فاتحی، با موضوع نقض حقوق بشر در ایران سروکار پیدا می کند. با رهایی فاتحی از خطر اعدام، افشین جم فعالیت هایش را برای توقف اعدام کودکان پی می گیرد.

مصاحبه پیش رو چکیده یی از یک گپ و گفت دوستانه با نازنین افشین جم در امریکا است، که می خوانید.

 از چه زمانی به موضوع حقوق بشر علاقمند، و در این حوزه فعال شدی؟

* از زمان دانش آموزی به مساله حقوق بشر و کار کردن در این حوزه علاقمند بودم، و اتفاقا از همان دوران فعالیتم را شروع کردم. درمدرسه یی که تحصیل می کردم کلوپی که روی موضوع حقوق بشر فعال باشد، وجود نداشت. لذا من کلوپی با این هدف راه اندازی کردم، و روی مسایل بین المللی کار می کردیم.

مثلا چه نوع فعالیت هایی؟

* مثلا برنامه ای طراحی کردیم که بچه ها ۳٠ ساعت هیچ چیز نخوردند، و در این مدت شروع به پول جمع کردن برای مردم فقیر آفریقا کردیم. مردمی که غذایی برای خوردن نداشتند. یا می نشستیم درباره مشکلات مردم کشورهای مختلف صحبت می کردیم. خوب هرچی بزرگتر شدم، تلاش هایم بیشتر روی موضوع حقوق بشر متمرکز شد. به طوری که درحال حاضر بیشتر وقتم روی این حوزه می گذرد.

من در این سالها با صلیب سرخ جهانی همکاری می کردم. تلاشم متوجه خدمات رسانی به آسیب دیدگان در کشورهای فقیر بود، که از خدمات بهداشتی و دارویی تا خدمات مالی و غذایی را در بر می گرفت. در عین حال روی بچه های بازمانده از جنگ در کشورهای افریقایی، یا مین زدایی و آسیب هایی که از جنگ ها باقی مانده بود، کار می کردیم. مثلا در کشور اتیوپی به دختران خدمات بهداشتی و پزشکی می رساندیم. یا وقتی حادثه غیر مترقبه یی مثل سونامی یا زلزله بم رخ می داد، خیلی تلاش می کردیم تا برای آنها پول جمع و ارسال کنیم.

– ز کی روی ایران تمرکز کردی؟

* حدودآ از دو سال پیش که داستان نازنین فاتحی را شنیدم و برای دفاع از حقوق این دختر فعال شدم، بیشتر تمرکزم روی ایران است. چراکه خیلی تحت تاثیر او قرار گرفتم. آن موقع در حال تولید یک برنامه موسیقی بودم، که داستان نازنین را شنیدم. آنقدر ناراحت شدم که نتوانستم به کارم ادامه بدهم و برای مدتی آن را رها کردم. شب و روز به نازنین فکر می کردم. خوشبختانه گروهی که با من کارمی کردند، شرایط روحیم را درک می نمودند. این موضوع سبب شد که بتوانم رشته عملیاتی در حمایت از نازنین راه اندازی کنم.

دقیقا توانستی چه کارهایی برای نازنین انجام بدهی؟

* ما توانستیم حدود ۳۵٠ هزار امضا در حمایت از نازنین جمع کنیم. همچنین در مجامع مختلف حاضر شدم، و در حمایت از او سخنرانی کردم. از سازمان های مختلف می خواستیم که با دولت ایران برای آزادی نازنین مذاکره کنند. این تلاش ها سرانجام نتیجه داد.

 در این راه بیشتر از ایرانی ها کمک گرفتی، یا غیرایرانی ها یاریت دادند؟

* بیشتر کسانی که به من کمک کردند و هنوز هم می کنند، غیرایرانی هستند. آنها از سراسر دنیا با من در تماسند، و با هم به صورت آن لاین کار می کنیم. بعضی از ایرانی ها هم کمک کردند. ولی (همان طور که گفتم) کمک غیرایرانی ها بیشتر بود. مثلا ما باید حدود ٤۵ هزار دلار برای تامین وثیقه نازنین جمع آوری می کردیم. بیشتر این پول را غیر ایرانی ها پرداخت کردند، و حدود ده درصد اش را هم ایرانیان دادند.

– فکر می کنی چرا کمک ایرانی ها کمتر بود؟

* در مرحله اول آنها باور نداشتند، که این تلاش ها نتیجه بدهد. مثلا امروز خیلی ازایرانی ها که مرا می بینند می گویند ما فکر نمی کردیم این امضاء جمع کردن ها نتیجه بدهد، وگرنه حتما آن نامه را امضاء می کردیم. خوب بعضی از آنها هم می ترسیدند دچار مشکل شوند.

– بعد از پایان یافتن مورد نازنین که با موفقیت همراه بود، روی چه موضوعی متمرکز شدی؟

* یکی از موارد نقض حقوق بشر در ایران که خیلی مرا تحت تاثیر قرار داد، موضوع اعدام کودکان بود. لذا حدود یک سال می شود، که تمام تلاشم روی این موضوع متمرکزاست. به همین سبب رشته عملیات توقف اعدام کودکان را راه اندازی کرده ام، و با کمک جمعی از فعالان حقوق بشر روی این موضوع کار می کنیم.

– دقیقا چه کار می کنید؟

* کودکان در معرض خطر اعدام را شناسایی می کنیم، و با خانواده آنها تماس می گیریم تا بدانیم به چه کمکی نیاز دارند. سپس سعی می کنیم به آنها کمک کنیم. بیشتر آنها در گرفتن وکیل و هزینه های آن مشکل دارند. ما هم برایشان وکیل می گیریم، و هزینه های آن را پرداخت می کنیم. به آنها یاد می دهیم چگونه به آقای (آیت الله) خامنه ای (مقام رهبری) و آقای (آیت الله) شاهرودی ( رئیس قوه قضائیه) نامه بنویسند، تا از خطر اعدام نجات پیدا کنند.

همزمان در سازمان ها و مجامع بین المللی و مجلس های قانونگزاری سخنرانی می کنم، تا آنها دولت ایران را متقاعد کنند اعدام کودکان را متوقف نماید. در واقع سعی می کنیم صدای کودکان در معرض خطر اعدام را، به گوش جهانیان برسانیم. همچنین تلاش می کنیم که ایران قانون اعدام را ملغی اعلام نماید.
 چگونه این بچه ها را پیدا می کنید؟

* از طریق مطبوعاتی که خبر دستگیری و اعدام آنها را منتشر می کنند، وکلایی که با آنها در ارتباط هستیم، خانواده متهمان و فعالان حقوق بشر در داخل ایران، با آنها آشنا می شویم. سپس با ایشان ارتباط برقرار می کنیم.

تا حالا چند کودک را شناسایی کرده اید؟

* ما تاکنون ١٠٠ کودک را شناسایی کرده ایم، که در معرض اعدام هستند. ولی گفته می شود تعداد کودکان در معرض خطر اعدام ١٧٠ نفر است.

– آیا اعدام کودکان در دیگر کشورها را نیز دنبال می کنید؟

* بله محدوده فعالیت ما ایران نیست، و تمام کشورها را تحت نظارت داریم. ولی چون این پدیده در ایران ابعاد گسترده ای دارد، بیشتر نگاهمان متوجه این کشور است.

– اعدام کودکان در کدامیک از کشورها رایج است؟

* در سودان، یمن، عربستان سعودی و . با مشکل اعدام کودکان مواجهیم. ولی گستردگی آن در ایران، با هیچ کجای دنیا قابل مقایسه نیست. مثلا در عربستان ما تنها دو پرونده مفتوح داریم. در حالیکه در ایران با صد پرونده مواجهیم

برای توقف اعدام کودکان با کدام سازمان و سازمان های غیر دولتی (ان جی او) در ارتباط هستید؟

* مشخصا با سازمان عفو بین الملل همکاری می کنیم. چون آنها نیز مثل ما نمی توانند در ایران دفتر و نماینده داشته باشند، بنابراین اطلاعاتمان را در اختیار همدیگر می گذاریم و با هم کار می کنیم.

– آیا قادر هستید مجلس ها را متقاعد کنید، که ایران را تحت فشار بگذارند؟

* ببینید ایران کنوانسیون حقوق مدنی را امضا کرده، و براساس آن متعهد شده است که حقوق بشر را رعایت کند و از اعدام کودکان زیر ١۸ سال خودداری نماید. بنابراین در برابر جامعه جهانی تعهد دارد. ما این تعهد را گوشزد می کنیم و می خواهیم که آنها ایران را مجبور کنند، که مفاد این کنوانسیون را رعایت نماید.

در عین حال اینکه ایران کودکان بزهکار را تا رسیدن به سن ١۸ سالگی در زندان نگه می دارد و بعد آنها را اعدام می کند، نقض کنوانسیون حقوق مدنی است. ضمن اینکه در قوانین داخلی جمهوری اسلامی نیز پسر تا به ١۵ سالگی نرسد، اعمالش مستوجب اعدام نیست.

برای نمونه ما پرونده ای داریم، که پسری در سن ١۳ سالگی با پسر دیگری رابطه جنسی برقرار کرده است. این پسر در حالی به اعدام محکوم شده، که قانون داخلی ایران نیز به قاضی اجازه صدور حکم اعدام نمی دهد. لذا در تلاش هستیم این حکم را ملغی کنیم.

– چرا با وجود موارد متعدد نقض حقوق بشر در ایران، روی این موضوع متمرکز شدی؟

* چون فکر می کردم از این موضوع بیشتر غفلت شده، و باید آن را برجسته کرد. ضمن اینکه از این راه می خواهم به جوانان ایرانی امید بدهم که ما می توانیم با کمک همدیگر به نقض حقوق بشر در ایران پایان دهیم. ما می توانیم دولت را مجبور کنیم قوانینش را تغییر دهد، و به حقوق بشر احترام بگذارد.

شما در کانادا بعنوان دختر شایسته انتخاب شدی. این موضوع چقدر کمک کرد که فعالیت های حقوق بشری را وسعت ببخشی؟

* من اصلا با این هدف در مسابقه انتخاب دختر شایسته سال در کانادا شرکت کردم، که صدایم بلندتر شود و بتوانم بیشتر در این حوزه کار کنم. خوشبختانه خیلی هم مؤثر بود.

در حوزه حقوق بشر، از فعالیت های هنری چقدر بهره گرفته ای؟

* تمام برنامه های من در راستای حقوق بشر بوده است. در کشورهای مختلف موسیقی اجرا کرده ام، تا بتوانم رشته عملیاتمان را معرفی کنم.

– درآمد کنسرت هایت را هم در این عملیات هزینه کرده ای؟

* تا حالا تمام کنسرت های من رایگان بوده است. من تنها از این فرصت برای تبلیغ این رشته عملیات و افشای نقض حقوق بشر در کشورهای مختلف جهان از ایران گرفته تا چین، استفاده کرده ام.

در ادامه مایلم کمی وارد حریم خصوصی شما بشوم.

* ایرادی ندارد.

با سینمای ایران آشنا هستی؟

* کارگردان ها و هنرپیشه های ایرانی را زیاد به اسم نمی شناسم، ولی سینمای ایران را خیلی دوست دارم. هروقت در کانادا جشنواره فیلم های ایرانی برگزار می شود، حتما برای دیدن فیلم ها می روم

– اگر کارگردان های ایرانی به تو پیشنهاد بازیگری بدهند، قبول می کنی؟

* البته! ولی وقتی فارسی من خوب نیست، چطور می توانم با کارگردان های ایرانی کار کنم؟

– خوب شاید به تو نقشی بدهند، که اصلا قرار نباشد فارسی صحبت کنی!

* حتما می پذیرم

– آیا فیلم پرسپولیس را دیده ای؟

* من قبلا کتابش را به زبان فرانسه خوانده بودم. فیلم را هم دیدم، و از آن خوشم آمد. ولی این فیلم از نگاه یک خانواده، آنهم خانواده قاجار ساخته شده است. به نظرم نگاه کارگردان خیلی شخصی است، در حالیکه جامعه ایران بسیار پراکنده می باشد.

– تا به حال به ایران رفته ای؟

* وقتی یک ساله بودم، خانواده ام مرا به کانادا آوردند. من در کانادا بزرگ شدم، و هیچ وقت به ایران نرفته ام.

– چرا در این مدت به ایران نرفتی؟ در ایران دوست و آشنایی نداری؟

* اتفاقا بسیاری از فامیل هایم در ایران زندگی می کنند، و خیلی هم دوست دارم به آنجا سفر کنم. ولی خانواده ام تا به حال اجازه نداده اند. آنها می ترسند در آنجا برایم اتفاقی بیفتد. خصوصا اینکه هرازگاهی ایمیل های تهدید آمیز هم از ایران دریافت می کنم.

– مثلا چه ایمیل هایی؟

* تا به حال چند بار به قتل و ضرب و جرح تهدید شده ام. آنها مخالف فعالیت حقوق بشری من هستند.

– از میان سه نقش هنرپیشگی، خوانندگی و حقوق بشری که ایفا کرده ای، به کدام بیشتر علاقه داری؟

* از فعالیت در حوزه حقوق بشر لذت می برم، و دلم می خواهد همین راه را ادامه بدهم.

– ایران را بیشتر دوست داری یا کانادا را؟

* من ایران را هنوز نشناخته ام. تمام زندگی ام در کانادا بوده، پس این کشور را بیشتر دوست دارم. با این حال احساس می کنم تکه یی از قلبم متعلق به ایران است.

– پدر و مادر شما اصالتا کجایی هستند؟

* پدرم تهرانی می باشد، و مادرم آذری است. مادرم گاهی با مادر بزرگم ترکی صحبت می کند، ولی من متوجه نمی شوم.

– در چه رشته ای تحصیل کرده ای؟

* علوم سیاسی و روابط بین الملل

– قصد ادامه تحصیل نداری؟

* دارم فکر می کنم. اما هنوز تصمیم نگرفته ام در چه رشته ای ادامه دهم.

– و سوال آخر اینکه اگر کسی بخواهد با شما همکاری کند، چگونه می تواند با شما همراه شود؟

* معمولا من از همه جای دنیا ایمیل دریافت می کنم، و از دریافت آنها خوشحال می شوم. هرکس دغدغه حقوق بشر داشته باشد، می تواند با کمپین ما که به سازمانی غیر دولتی (ان جی او) تبدیل شده، همراه شود. من براساس توانایی افراد از آنها می خواهم، که در پیشبرد برنامه ها به ما کمک کنند. آدرس سایت و ایمیل من به قرار زیرست:

محمد تهوری از نويسندگان واشنگتن پريزم است    

An interview with Nazanin Afshin-Jam

Source: BR Special

On February 1, 1979 exiled Ayatollah Khomeini returned to Iran after 14 years in exile. Ayatollah Ruhollah Khomeini, 78, was imprisoned by the Shah in 1963 for his opposition to reforms and was expelled the following year to Iraq – via Turkey. Only 10 days after Khomeini’s triumphant return to Iran from exile in Paris, the army returned to their barracks and gave up the fight to defend the regime of Prime Minister Shahpour Bakhtiar who resigned and soon went into exile and was later assassinated in Paris in 1991.

On the first of April, 1979 Ayatollah Khomeini declared Iran an Islamic Republic. Khomeini presided over a brutal and repressive regime which pursued the war with Iraq from 1980 until 1988 with a religious fervour. He regarded Saddam Hussein as the infidel leader of the country which had expelled him back in 1978.

On November 4, 1979, Iranian militants stormed the United States Embassy in Tehran and took approximately seventy Americans captive. This triggered the most embarrassing crisis for the Carter presidency after dragging on for 444 days.

On September 20, 1980 a war broke out between Iran and Iraq after three weeks of border clashes. Iraq bombed several Iranian air and military supply bases, including Tehran’s International Airport. This escalation in hostilities came after Iraq tore up a 1975 border agreement with Iran over sovereignty of the Shatt al-Arab waterway.

Nazanin Afshin-Jam was born in the midst of all this turmoil in Tehran, Iran in 1979 and later immigrated to Canada with her family in 1981. As a young girl, Nazanin was enthralled with the workings of the world and self-educated herself in global issues. It was with this passion for global awareness she went on to acquire a Double Major Degree in International Relations and Political Science at the University of British Columbia. Later she received scholarships to study at the prestigious L’Institut d’Etudes Politiques in Paris and at the International Study Center at Herstmonceux Castle in England. She also became a Royal Canadian Air Cadet, rising to the highest rank of Warrant Officer First Class, where she became licensed to fly both conventional aircraft and gliders.

Have we mentioned yet that Nazanin is a singer, songwriter, international human rights activist, model, musician, actress and the former Miss World Canada, as well as the 1st runner up in the Miss World Pageant? It would seem likely that the difficulties her family endured must have had a profound impact on Nazanin and has played a role in shaping the remarkable woman she has become.


BRSpecial:
First, thank you Nazanin for taking what precious little time you must have for yourself, to do this interview.

It’s obvious that the events of the late 70’s in Iran were the reason your family immigrated to Canada. Do you consider Canada your native home, or is your Iranian heritage still the stronger of the two?

Nazanin:
First and foremost I see myself as a citizen of the world. Borders for me are socially constructed but that said I am proud to have been born amongst a people that have made so many significant contributions to the world throughout history. We are descendents of Cyrus the Great, the founding father of Persia who introduced the first declaration of human rights, promoted freedom of religion and advocated for the abolishment of slavery. I am happy to have been brought up in a culture that values the importance of family and the importance of a good education. On the other hand, due to the fact that Iranians do not live in freedom today, I feel blessed to have lived most of my life in Canada. Having been exposed to the richness of multiculturalism has opened my eyes to the beauty and strength of all cultures. It has also made me sensitive to the plight of people who do not have the same opportunities that I have had growing up and this is what drives me to try and make the world a little bit more just and fair.

BRSpecial:
The turmoil and chaos in Iran and your subsequent departure must have played a large role in your interest in global issues, but was it also the motivating force behind the other successes you have had in academics, acting, beauty pageants, and now in music?

Nazanin:
I am sure that on a subconscious level, our departure from our homeland and separation from other family members must have had an impact on my entire life. When there is unnecessary man made suffering, I ask myself “why”? Why should we have been separated from our family members because of someone else’s political agenda? I try not to take anything for granted and I try to use all my blessings to advance humanity. I have always strived to do my best. Competing at Miss World and getting into the music industry were vehicles for me to try and make my voice stronger in order to raise awareness on various human rights and humanitarian issues close to my heart.

BRSpecial:
You were no more than 2 years old when your family left Iran and immigrated to Canada. Have you ever returned and what is your impression of the mood or mindset of the majority of the Iranian people?

Nazanin:
It is a dream for me to one day go back, tour Iran and visit family members I have never met before. Unfortunately it is too dangerous for me to go back especially since I have been outspoken on women’s rights and the extremist interpretation of Sharia law that they use in Iran’s penal code including the punishment of stoning for adultery and child executions.

While I have not been back, I keep in close contact with Iranians via internet. I receive thousands of emails from the Iranian people confiding in me the abuses they face on a daily basis under the current regime like the persecution of ethnic and religious minorities, gender discrimination and imprisonment of prisoners of conscience.

When we have some more time at a later date I would love to explain the intricacies, because Iran is a land of paradoxes and this short review would not do the complexities justice.

The majority of Iranian people want freedom and democracy, the separation between religion and the state, the rule of law and better human rights. They are fed up with those that are in power like President Ahmadinejad and the Supreme Leader Ali Khamenei that do not represent their opinions and voices. The problem is when they try to rise up and say anything anti-regime they are imprisoned, tortured or killed. Those in power instill fear on the population so many people shy away from getting political and are more concerned about having food on their table for their families. Despite the rich and fertile land with oil, the economic situation is sour and many have to work three jobs just to make ends meet. Many are unemployed with a huge increase in drug abuse, prostitution and HIV/AIDS. Seventy percent of the population is under the age of 30, they are freedom loving people, hip, and tech savvy and very interested in making good connections with the west. With this young demographic and strong women’s rights movement, labour unions and the overall discontent, I think it is inevitable that change will come sooner than later.

BRSpecial:
You played a very important role in the release of Nazanin Fatehi
www.helpnazanin.com , who was previously sentenced to death by hanging for killing a man who had assaulted and tried to rape her. Are there many more just like her awaiting similar fates? Or has the public alarm that you so well sounded put the Iranian Judiciary on guard?

Nazanin:
There are many more “Nazanin Fatehi’s” out there. Currently there are over 100 minors on death row that we have recorded on our campaign website Stop Child Executions at
www.stopchildexecutions.com although the Chief of Police in Iran suspects there are over 170.

We have noticed time and time again, the children who are exposed in the media or where diplomatic and international pressure has been ensued on their behalf, are the ones who are not executed in the end. The ones who are unknown are quickly disposed of.

Our campaign’s aim is to put a permanent end to the situation so that we don’t have to keep trying to save one life at a time. Iran is signatory to the International Covenant on Civil and Political Rights and the Charter of the Rights of the Child which forbids the execution of those who have committed an offence before the age of 18. Under Iran’s interpretation of Sharia law, it spells out that a girl is an adult at age 9 and a boy is an adult at age 15 and therefore are criminally responsible for their actions. They bastardize International human rights law by saying “fine, we won’t execute the 9 year old now, but we will keep her in prison until she turns 18 and then we will carry out the execution”. This is why it is imperative for regular people, like you and me, to speak out. Each signature on a petition, or better yet personal letters written to the Iranian officials has an impact. For those reading this article please go to: www.stopchildexecutions.com , sign the petition and learn how you can help…you could potentially be saving a human life!

BRSpecial:
You have been very outspoken on China’s human rights violations. What can individuals thousands of miles away from China do about affecting a government like the one in Beijing that are effective and net results?

Nazanin:
International pressure. Encourage your head of state not to partake in the opening ceremonies of Beijing’s 2008 Olympics. Other than that, one can get involved in traditional campaigning methods like writing to your government officials, writing to the China’s President, organizing talks and rallies at local schools and universities. Let your media know that you are interested in learning more about this topic. Be creative…use your talents in a unique way to raise awareness. For example you can write a song, a poem or paint a picture. We all have the capacity to contribute in our own way. You can watch my music video for my song “Someday” where I try to bring hope to those who live under tyrannical regimes that stifle voices and liberty.
www.myspace.com/nazaninmusic

BRSpecial:
Would you say there is any negligible difference in the way women are treated in some middle-eastern countries after there are large-scale outcries from international organizations and concerned individuals like yourself?

Nazanin:
The power of the individual is strong, but united we are even stronger. There is a women’s rights group in Iran called “The One million signatures campaign” calling for a change to discriminatory laws. Through public support they have made some headway improving the life and conditions of women in the country. One of the members of this campaign, Shadi Sadr, also leads the “Stop Stoning Forever Campaign”, where they have been successful in saving several women from the fate of being buried to their neck and stoned to death. International organizations are part of support group, drops of water that lead to the creation of an ocean of change.

BRSpecial:
How on earth do you become a recording artist, write and perform music when so many want you to speak about human rights, women’s rights, and animal rights being abused around the world? There seems hardly enough hours in a day.

Nazanin:
You are absolutely right about that. It is overwhelming at times. Music acts as an art for me whereby I can release all the stress pent up from working on daunting human rights cases. It is a means by which I can spread some of my messages on world issues. You could say that music is more of a part time job, while my human rights work takes precedence over everything else in my life. There will be plenty of time when I am 90 years old to catch up on sleep 😉
www.nazanin.ca

BRSpecial:
Should we be able to look ten years into the future, what would you most like having us see Nazanin doing?

Nazanin:
I am not sure exactly what I will be doing in 10 years from now but I am sure it will involve working on human rights and humanitarian issues in one capacity or another. I don’t know whether I will continue to do public speaking and raising awareness, singing or documentary filmmaking. Whatever I do, I know I will try to be a voice for the voiceless whether it is animals, women in the Middle East or general populations under oppressive regimes. By then I also hope to be married and raising a family. Life changes from one minute to the next, so I will leave it up to God how I should be guided J

BRSpecial:
As much as we appreciate the precious time you have so graciously given us, it is time to say thank you for this interview and for the tremendous efforts you make on behalf of those that cannot voice their own stories. Thanks Nazanin. The world is a far better place with bright
lights like you in it, so keep right on shining…

Iran Putting Its Children on Death Row

Niusha Boghrati
Worldpress.org correspondent
April 15, 2008

“I am a murderer!” The young voice trembled on the other side of the telephone line. “I was 15 when I committed the murder. I regret what I did. It was an accident. Please save me! I want to live. I want to be free. I am living the last days of my life. Any day now they may take me to the noose. I want to survive. Is there anybody there who can save me?”

The short conversation fades into the distant tumult of Adel Abad Prison in Shiraz, a city in southwest-central Iran, where Behnam Zare’ has been awaiting execution for three years.

In the spring of 2005, Behnam was a freshman in high school when a scuffle over pet pigeons broke out between him and his friend Mehrdad. Minutes later, Behnam had become his buddy’s murderer. He says he still has no recollection of how it really happened.

Behnam, still a minor at the time he was arrested, landed in prison. Not long after the judicial process began he was convicted of murder in the primary court and sentenced to death.

“We tried hard to reverse the death sentence during the past three years. But all the efforts have so far been in vain,” said defense lawyer Mohammad Mostafaei, who advocates Behnam’s case. “In spite of every effort we made, the verdict has been approved both by the High Court of the Islamic Republic, and the head of Iran’s judiciary.”

According to Mostafaei, among the 18 cases of death row child offenders that he currently advocates, Behnam’s is in the most critical condition. He is now tiptoeing along the fragile line between a young life and an early death.

“All the legal steps have been taken, and the execution order has been sent to Adel Abad Prison,” said the Tehran-based lawyer. “The death sentence by hanging can be carried out any minute now.”

Islamic Code vs. International Obligations

Iran is among the very few countries in which children under the age of 18 can be sentenced to death. Although a signatory to the United Nations’ International Convention on the Rights of the Child and International Covenant on Civil and Political Rights, which prohibit the ill-treatment and execution of children or juvenile offenders under any circumstance, the Islamic Republic still preserves for itself the right of over-ruling the treaties.

For murder (among other crimes such as rape, blasphemy, and adultery), Iran’s judiciary follows the Islamic Penal Code, which recognizes 15 Islamic lunar years for males and 9 for females as the age of mental maturity and legal responsibility. Therefore, capital punishment can legally be applied to children above those ages. The judicial system locks away the offender until his or her 18th birthday, and then carries out the punishment.

In cases of murder, the process of retribution in-kind (qesas-e nafs) can only be stopped by a pardon of the first degree from the relatives of the victim or by direct order of the head of the judiciary.

Iran is the world’s leading executioner of juvenile offenders. The country executed at least six juvenile offenders in 2007 and has the dubious distinction of having executed the only juvenile offender this year anywhere in the world.

This Year’s Sole Victim

Javad Shojai was 16 when he took the life of his friend Rostam eight years ago in a scuffle in Isfahan, a city in central Iran. Javad said he had no intention of doing so—a claim that was not embraced by the court.

Months and years passed in prison until that early dawn of a cold winter day when Javad’s eight years of bitter anticipation eventually came to an end with the signature of the chief of the judiciary, Ayatollah Mahmoud Hashemi Shahroudi. Javad was hanged in the prison’s yard on Feb. 26.

Javad’s case remains this year’s only recorded case of an execution of a juvenile offender in the world.

“He still had hope. He used to say he was sure they would pardon him at the last moment, even if they took him to the hangman noose,” said Najmeh Shojaee, Javad’s elder sister, on the day he was executed. “We waited for eight years for him to come home, wishing he would be released. And now after eight years … I can’t believe they have killed my brother. Today [Feb. 26] we waited for nine hours outside the prison doors, not knowing what is going on. They even did not let us say goodbye on the last day.”

In the last days of Javad’s short life, the campaigns to save him intensified. Amnesty International and the Human Rights Council of the United Nations repeatedly appealed to Iranian officials to halt Javad’s execution; but according to Amnesty International’s Iran researcher, Drewery Dyke, the efforts were useless.

“We expressed our concerns to the Iranian government, through Geneva and New York. We demanded them to meet their international obligations, but unfortunately they would not listen to us,” Dyke said.

Civil Society’s Struggles

Against all odds, hundreds of Iranian lawyers, nongovernmental organizations, journalists, and activists are struggling with the inflexible codes that rule Iran’s judiciary—renowned Iranian lawyer and 2003 Nobel Peace Prize laureate Shirin Ebadi being one of the most prominent. Ebadi, who has founded the Committee to Defend the Right of Children in Iran, largely owes her honorable prize to her activities in the field of children’s rights.

“It is a shame that our country, with all its glorious values, sets the world record in minor execution instead of science, wisdom, and culture, etc.” Ebadi said. “But Iran’s civil society will not let that happen. There is no way forward other than accepting the responsibilities that the international treaties bear for us.”

There have been a few cases in which campaigns by Iranian activists have had positive results.

In the most recent example, in mid-December 2007, the head of the judiciary temporarily suspended the execution of Ali Mahin Torabi, who had been sentenced to death for a murder he committed when he was 16. The case has been sent for further review due to “inconsistencies” in the file, according to Giti Poorfazel, one of Ali’s advocates.

“At the beginning of December it was feared that his case had been sent to the Office for the Implementation of Sentences and that his execution was imminent,” said Tehran-based activist and lawyer Poorfazel. “We hope Ali will be pardoned; but this is not the point! The point is that we should have a secure system for children. We must not have a legal status in which we will be forced to campaign every now and then for the vivid rights of minors.”

According to Amnesty International, there are currently at least 79 Iranian children on death row awaiting their 18th birthday, at which time they will receive a most sinister present from the state.

Nazanin Afshin-Jam interviewed by Girls Without Borders

The Iranian Penal Code interprets Sharia law in a way that says a woman’s life is worth half that of a man’s. Under Sharia law, a girl is considered an adult at the age of nine and she is held legally accountable for her actions. The International Covenant on Civic and Political Rights states that you cannot, under any circumstance, execute a minor. The Iranian law bastardizes this and says, “We won’t kill her at nine years old, but we’ll keep her imprisoned until she is 18 and then we will execute her.”
                                                                                            Nazanin Afshin-Jam

To read the full article at Girls without borders visit: http://www.girls-without-borders.org/home/news/54

Girls without Borders is an international initiative for the promotion of women in politics and civil society.

عبادی: حکومت ایران اعتنایی نمی کند

گفتگوی ویدا سامعی رادیو بین المللی فرانسه با شیرین عبادی  

اعدام در ایران کوچک و بزرگ نمی شناسد. در حال حاضر بیش از نه زندانی زیر هجده سال، در زندان کرج در انتظار اجرای حکم اعدام خود هستند. شیرین عبادی می گوید:” سالهاست که مدافعان حقوق بشر و فعالان حقوق کودک به اعدام افراد زیر هجده سال اعتراض می کنند، اما حکومت ایران به این اعتراض ها اعتنایی نمی کند.”

آیا بین جرمی که یک صغیر، یعنی کسی که کمتر از پانزده سال دارد مرتکب می شود با جرم یک بزرگسال، تفاوتی وجود ندارد؟ و چه اقداماتی باید صورت بگیرد تا قوانینی
از این قبیل در ایران لغو شود؟

شیرین عبادی می گوید:” به علت پائین بودن سن مسئولیت کیفری در ایران، اگر یک دختر در سن دهسالگی و یک پسر در سن پانزده سالگی مرتکب جرمی شود، با آنان به همانگونه رفتار می شود
که با یک بزرگسال، حال آنکه به نظر نمی رسد افراد زیر هجده سال به بلوغ عقلی رسیده باشند…  

                                             
گوش کنید 4 دقیقه 25 ثانیه 

"Iran's Regime is not paying attention" : Shirin Ebadi

In an interview with Vida Samei of Radio France International (Persian language) the 2003 Nobel Peace Laureate, Shirin Ebadi said: “For many years the human rights defenders and children rights activists have been objecting to child executions but Iran’s regime is not paying any attention.”

“Due to the low age of penal responsibility in Iran, when girl at the age of 10 and a boy at the age of 15 commit a crime, they will be treated the same as an adult while it does not seem like those below the age of 18 have reached the mental maturity” she added.

Listen to the 4.5 minute interview in Persain

کودکان مجرم در انتظار اعدام

 رادیو فردا - گلناز اسفندياری

 

محمد لطيف سه سال گذشته را درپشت ميله های زندان گذرانده است. محمد، وقتی درگيری در خارج از مدرسه وی را روانه زندان کرد، تنها چهارده سال داشت.

بعد از ظهر سردی بود در آبان ماه سال ۱۳۸۳، زمانی که به گفته محمد، نوجوانی با چاقو به وی حمله کرد.

وی می گويد آن پسر را نمی شناخت و تنها بعدا فهميد که اسمش منصور بود و شانزده سال داشت.

محمد می گويد منصور دست او را با چاقو زخمی کرد، محمد از خود دفاع کرد و چاقو را از دستان او خارج کرد. بعد ديگر درست نمی داند چطور شد که چاقو وارد گردن منصور و در نهايت موجب مرگ او شد.

محمد بازداشت شد و دادگاه وی را در قتل منصور مجرم دانست.

در بسياری از کشورهای جهان، برای افراد مجرم  زير هجده سال، مجازات سبک تری از مجازات های بزرگسالان در نظر گرفته می شود؛ علت آن هم اين است که کودکان از قدرت تشخيص و بلوغ کافی برخوردار نيستند.

اين مساله در کنوانسيون حقوق کودک بازتاب يافته است. در اين کنوانسيون، افراد زير ۱۸ سال کودک محسوب می شوند.

بر اساس قوانين اسلامی که در ايران اجرا می شود، همجنسگرايان در صورت اثبات همجنسگرايی با مجازات اعدام مواجه می شوند و قاضی می تواند از ميان پنج روش ازجمله پرتاب مجرم از بلندی يا خراب کردن ديوار بر سر وی، نحوه اعدام مجرم را انتخاب کند. استفاده از اين گونه روش ها در  ۳۰ سال گذشته گزارش نشده است.

اما آن طوری که شيرين عبادی، برنده جايزه صلح نوبل، به راديو فردا می گويد در ايران اين  اصل در نظر گرفته نمی شود:« به موجب قانون مجازات در ايران، سن مسئوليت کيفری برای دختران ۹ سال تمام قمری و برای پسرها ۱۵ سال تمام قمری است و اين به آن معنی است که اگر بچه ای در اين سن مرتکب جرم شود، با او همان گونه رفتار می شود که اگر يک فرد مثلا چهل ساله آن جرم را مرتکب شده باشد.»

خانم عبادی، که وکالت محمد لطيف را برعهده دارد، می گويد ممکن است که وی هر آن اعدام شود:« متاسفانه حکم قطعی شده، از هيئت تشخيص درخواست تجديد نظر حکم کرديم اما اين درخواست رد شده است.»

وی می گويد:« اين حکم در حال حاضر برای بررسی  نزد آقای شاهرودی است که من خواهش می کنم ايشان با توجه يه کيفيات پرونده، با توجه به اينکه دولت ايران به کنوانسيون بين المللی حقوق کودک پيوسته، مانع از اعدام کسی بشود که هنگام وقوع جرم حتی پانزده سال هم نداشت.»

محمد لطيف تنها يکی از افرادی  است  که در ايران به خاطرجرمی که به آنها منتسب شده و در سن زير ۱۸ سال به وقوع پيوسته به اعدام محکوم شده اند.

سازمان ديده بان حقوق بشر می گويد ايران رکورددار صدور و اجرای احکام اعدام برای کودکان مجرم است.

دروری دايک از سازمان عفو بين الملل به راديو فردا می گويد که بر اساس اطلاعات سازمان او و ديگر گروه های مدافع حقوق بشر در ايران و نيز وکلای کودکام مجرم در حال حاضر در جمهوری اسلامی، ۷۰ تا ۸۰ کودک مجرم در انتظار اعدام به سر می برند.

دايک می گويد:«مسئله نگران کننده اين است که در دوره مجلس ششم برای از بين بردن اين مساله و ترغيب ايران به رعايت قوانين بين المللی که خود وعده اجرای آن را داده است، اقداماتی در حال انجام شدن بود.»

گروه های مدافع حقوق بشر می گويند ايران با اعدام کودکان مجرم، کنوانسيون بين المللی حقوق کودک را زير پا می گذارد.

مقامات  قضايی ايران اغلب اوقات برای افراد زير سن قانونی مجازات اعدام تعيين می کنند و پس از اينکه آنها به سن قانونی می رسند، حکم اعدام را به اجرا در می آورند.    

همچنين در مواردی ديده شده که اين افراد در همان دوران کودکی اعدام شده اند.

در سال ۲۰۰۵ ميلادی يک دختر شانزده ساله به اتهام آنچه «روابط جنسی نامشروع» خوانده شد، درملاء عام در شهرستان نکا اعدام شد.

اما تازه ترين مورد اعدام ماکوان مولود زاده ۲۱ ساله در دسامبر ۲۰۰۷ بود که به اتهام تجاوز جنسی به يک نوجوان در زمانی که خود سيزده ساله بود به دارآويخته شد.

مقامات  قضايی ايران اغلب اوقات برای افراد زير سن قانونی مجازات اعدام تعيين می کنند و پس از اينکه آنها به سن قانونی می رسند، حکم اعدام را به اجرا در می آورند.  همچنين در مواردی ديده شده که اين افراد در همان دوران کودکی اعدام شده اند .

مکوان گفته بود که بی گناه  است و گزارش ها حاکی است که شاکيان پرونده  نيز بر شهادت خود را پس گرفته بودند.

اعدام ماکوان اعتراضات شديدی را از سوی گروه های مدافع حقوق بشر و سازمان ملل متحد به دنبال داشت.

فعالين حقوق بشر و وکلای مدافع کودکان مجرم، ازجمله وکيل مدافع مولودزاده می گويند احکام صادره بر اساس تصميم های عجولانه و با وجود تخلفات و کم و کاستی های موجود در پرونده ها صورت گرفته است.

نسرين ستوده، وکيل مدافع زن جوانی به نام صغرا نجف پور که وی نيز به خاطر جرمی که ظاهرا در کودکی مرتکب شده به اعدام محکوم شده است، می گويد که علی رغم درخواست های مدافعين حقوق بشر برای ممنوع ساختن اعدام کودکان، دستگاه قضايی ايران همچنان به اعدام نوجوانان مجرم ادامه می دهد.

صغرا نجف پور به اتهام قتلی که در سيزده سالگی مرتکب شد به اعدام محکوم  شده است. خانم ستوده می گويد:« دادگاه قضايی ايران با اين حرکت به فعالين حقوق بشر اين پيام را می دهد که نه تنها برای فعاليت های آنها ارزشی تلقی نيست، بلکه مصصم است تا خواست ها و مطالبات آنها را ناديده بگيرد.»

اعدام پنج نوجوان مجرم در ايران طی سال گذشته، توسط سازمان عفو بين الملل به ثبت رسيده است. ميزان اعدام ها ظرف دو سال گذشته افزيش پيدا کرده است.

گزارش های رسيده حاکی از آن است که حدود ۳۰۰ نفر در سال ۲۰۰۷ ميلادی اعدام شدند. سال پيش از آن   اعدام ۱۷۷ نفر در ايران گزارش شده بود.

مقامات ايرانی می گويند مجازات اعدام، شيوه بازدارنده مناسبی است و به بالا بردن امنيت جامعه کمک می کند.

گزارش های رسيده حاکی از آن است که حدود ۳۰۰ نفر در سال ۲۰۰۷ ميلادی اعدام شدند. سال پيش از آن   اعدام ۱۷۷ نفر در ايران گزارش شده بود.

اما مدافعين حقوق بشر مجازات اعدام را مجازاتی غيرانسانی می دانند و می گويند اعدام افراد به ويژه اعدام در ملاعام  به خشونت ها در جامعه دامن می زند.

مجازات اعدام در ايران عمدتا با روش حلق آويز کردن مجرم و دار زدن صورت می گيرد، اما اخيرا مطبوعات ايران  گزارش دادند که  دو مرد در استان فارس به جرم  تجاوز، آدم ربايی و دزدی به پرت شدن از کوه اعدام شدند.

بر اساس قوانين اسلامی که در ايران اجرا می شود، همجنسگرايان در صورت اثبات همجنسگرايی با مجازات اعدام مواجه می شوند و قاضی می تواند از ميان پنج روش ازجمله پرتاب مجرم از بلندی يا خراب کردن ديوار بر سر وی، نحوه اعدام مجرم را انتخاب کند.

استفاده از اين گونه روش ها در۳۰ سال گذشته گزارش نشده است، اما حدود شش ماه پيش، يک مرد در استان قزوين به اتهام زنا سنگسار شد.

مدافعين حقوق بشر می گويند سنگسار مرگ توام با شکنجه است. هفته گذشته سازمان عفو بين الملل از ايران خواست صدور و اجرای احکام اعدام را متوقف کند.

در حال حاضر حدود هشت زن و دو مرد  در ايران در انتظار سنگار به سر می برند. عفو بين الملل همچنين خواستار توفق حکم پرتاب از بلندی دومجرم در فارس شده است.

اين سازمان اعلام کرده است که احکام اعدامی که اخيرا از سوی يک قاضی در شيراز در مورد اين دو نفر صادر شده، مواردی استثنايی از جهت تحميل رنج و درد به مجرم است.