Tag Archives: iman hashemi

HADDADI’s execution halted, HASHEMI is free!

 14 October 2008   AI Index: MDE 13/151/2008           

 

 

Juvenile offender Mohammad Reza Haddadi, who was scheduled to be executed on 9 October, has had his execution postponed. The spokesperson of the judiciary told the press at his weekly press conference on 7 October that Haddadi’s death sentence had been confirmed, but his execution had been halted. He did not give a new execution date.

 

Iman Hashemi was pardoned in September by the family of the man he was convicted of killing, and is now free.

 

Mohammad Reza Haddadi is held in Adelabad prison in the city of
Shiraz.
He was sentenced to death in January 2004 for a murder committed in 2003, when he was 15. He had confessed to the murder, but retracted the confession during his trial, saying he had claimed responsibility for the killing only because his two co-defendants had offered to give his family money if he did so. He said during the trial that he had not taken part in the murder. His co-defendants later supported Mohammad Reza Haddadi’s claims of innocence, and withdrew their testimony that had implicated him in the murder. They were both over 18 at the time of the crime and received prison sentences.

 

There is no further news on Naser Qasemi, who was sentenced to death for a crime committed when he was 15.

Further Information on UA 71/08 (MDE 13/049/2008, 13 March 2008) and follow-up (MDE 13/120/2008, 19 August 2008) – Fear of execution

Iman Hashemi Pardoned by victim’s family

Source: Etemaad Newspaper- Iran
Translated by Iran Human Rights Voice: http://www.ihrv.org/inf/?p=953

Another youth, whose death sentence had been confirmed, managed to win clemency from the victim’s family and was saved from certain death. The case of Iman Hashemi, a 16 year-old youth who had committed a murder was filed on 3 Tir 1385 (June 24, 2006). He was charged with killing a young man identified as Amir, and later he was arrested by the Golpayegan police in Isfehan. Describing the day of incident, Iman said: “for the past two months Amir was saying bad things about me. On the day of incident, Amir got into a confrontation with my friend and to support my friend, I entered the fight. The confrontation happened in different sessions and Amir kept overcoming me, out of fear, so I threw a knife at him which killed him.”

The presiding judges in the Isfehan criminal court convicted Iman in trial and, once the case traversed its court procedures and reached its final state, the victim’s family members announced their clemency and in this way the young men was saved from certain death.

مرگ يا زندگي ! ‌سرنوشت سه نوجوان محكوم به اعدام مشخص شد

اعتماد ملي:‌
 
سرنوشت سه متهمي كه در سن نوجواني مرتكب قتل شده بودند با آزادي يكي از محكومان در پي رضايت اولياي‌دم، انتظار براي استيذان از رئيس قوه قضاييه براي متهم دوم و صدور حكم مرگ براي نفر سوم مشخص شد. صدور و اجراي حكم قصاص براي اين متهمان در حالي است كه بر اساس ماده 37 كنوانسيون حقوق كودك، كودكاني كه در كمتر از 18 سال مرتكب جرم شوند را نمي‌توان به مرگ محكوم كرد. اين ماده با تصويب نمايندگان مجلس، در حكم قانون بوده و مسوولان قضايي بايد آن را اجرا كنند اما برخلاف قانون، چنين احكامي صادر شده و پس از تنفيذ از سوي رياست محترم قوه قضاييه، اجرا مي‌شود.

آزادي نوجوان محكوم در آينده نزديك ‌

<ايمان‌> متولد نهم خردادماه سال 68 است، او سوم تيرماه سال 85 در نزاعي كه حوالي گلپايگان اصفهان رخ داد، جوان 26

ساله‌اي به نام <امير> را به قتل رساند و پا به فرار گذاشت اما زماني كه ماموران از راه رسيدند برادر متهم را دستگير كرده و به كلانتري منتقل كردند. با اين اقدام پليس، ايمان كه از ماجراي دستگيري برادرش باخبر شده بود، خود را به پليس معرفي و در آگاهي اصفهان به قتل اعتراف كرد و گفت: از حدود دو ماه قبل امير پشت‌سر من حرف‌هاي نامناسبي مي‌زد، تا اينكه روز حادثه با يكي از دوستانم به نام <بهنام> درگير شد و به يكديگر فحاشي كردند. او ادامه داد: بعد از ظهر همان روز من همراه بهنام به پارك شهرداري رفتيم و امير هم آمد. در آنجا باز هم حرف‌هاي نامناسبي به من زد، از همان لحظه درگيري ميانمان آغاز شد اما مردم ما را جدا كردند. پس از اين ماجرا با بهنام به مغازه پدرم رفتيم و امير با دوستانش به در مغازه پدرم آمدند و مي‌خواستند مرا مورد ضرب و شتم قرار دهند، به همين خاطر از مغازه پدرم چوبي آوردم كه امير آن را از من گرفت و ضربه‌اي به سرم زد. اين ضربه منجر به شكستن سرم شد. اين اقدام سبب شد تا با بهنام به مغازه برادرم رفته و يك كارد از مغازه بردارم. به سمت پارك شهرداري حركت كرديم. امير با دوستانش در پارك بودند و امير باز دنبال ما آمد و درگير شديم، به‌شدت ترسيده بودم، چاقو را به طرف امير پرت كردم كه به سينه‌اش اصابت كرد. او را به بيمارستان بردند اما به‌دليل جراحت زياد جان باخت. بدين‌ترتيب با اعترافات متهم، براي او قرار مجرميت صادر شد. پرونده براي تعيين مجازات به شعبه 17 دادگاه كيفري اصفهان رفت و در جلسه رسيدگي، متهم اعلام كرد: تمام اعترافاتم در پليس آگاهي از روي فشار بوده است. بر اين اساس متهم ارتكاب قتل را منكر شد.

محمد مصطفايي، وكيل ايمان درباره اين پرونده توضيح داد: به‌رغم انكار ارتكاب قتل، بيشتر قضات شعبه بدون در نظر گرفتن ادعاي جديد ايمان به استناد بند<ب> ماده 206 قانون مجازات اسلامي حكم قصاص نفس او را صادر كردند. اقليت قضات نيز اعلام كردند، احضار شهود، مطلعان و افراد ديگري كه در درگيري دخالت داشتند براي كشف حقيقت ضروري است.

در اين ميان دادنامه صادره پس از ابلاغ به متهم مورد اعتراض قرار گرفت كه قضات ديوان‌عالي كشور نيز بدون توجه به محتويات پرونده و انكار شديد ايمان حكم دادگاه بدوي را تاييد كردند اما اولياي‌دم مقتول رضايت خود را اعلام كرده و ايمان به‌زودي از زندان آزاد خواهد شد.

اجراي حكم قصاصي ديگر در انتظار استيذان

از سوي ديگر پرونده <حسين> نوجواني كه در 16 سالگي مرتكب قتل شده بود، در اجراي حكم قصاص نفس براي استيذان به دفتر رياست محترم قوه قضاييه فرستاده شد.

اين مقام قضايي اما براي سومين بار دادنامه‌هاي صادره را خلاف شرع اعلام كرد. بر همين اساس اين پرونده براي رسيدگي مجدد به شعبه 71 دادگاه كيفري استان تهران ارجاع شد. ساعت 40/19 دقيقه بيست و يكم مردادماه سال 82 ماموران كلانتري 108 نواب هنگام گشت‌زني متوجه شدند دو مرد جوان در حال فرار هستند و عده‌اي نيز آنها را تعقيب مي‌كنند، بر اين اساس وارد عمل شده و هر دو را دستگير كردند. اين دو جوان كه خود را <حسين> و <امرالله> معرفي كردند، مورد بازجويي قرار گرفتند. اين در حالي بود كه يكي از دوستان اين دو متهم از سوي كسبه محل دستگير شده بود. ماموران در بررسي‌هاي اوليه متوجه شدند ميان دستگير‌شدگان و عده‌اي ديگر درگيري به وجود آمده و يك نفر به نام <مهدي> به‌دليل ضربات متعدد يك شيء برنده به قفسه سينه جان باخته است. با توجه به مشخص شدن اين موضوع، <حسين> مورد بازجويي قرارگرفت و پس از تفهيم اتهام ماجرا را اينگونه نوشت: از خيابان زنجان حركت مي‌كردم كه براي رفتن به دستشويي به يك خانه نيمه‌ساز رفتم، در آنجا ديدم پسر جواني با يكي از دوستان من درگير شده است، به همين خاطر آنها را جدا كردم اما پسر جوان مي‌گفت من بچه كوچه مبارز هستم، ناگهان دوباره با دوستم <ابراهيم> درگير شد و خطاب به دوستش گفت، به بچه‌ها بگو از مغازه بيايند! ناگهان پسر قدبلندي آمد و با ميله به سر من و امرالله زد. من دست‌هاي او را گرفتم و گفتم نزن. ما با هم دعوا نداريم و از اين طريق پسر جوان را با حرف‌هاي خود قانع كردم اما در اين حال ناگهان از پشت، جوان قبلي ضربه‌اي به من وارد كرد از اين رو تكه ورق گالوانيزه كه بي‌مورد داخل جيبم بود را بيرون آوردم و ديدم پسرك جوان با شلنگي كه از داخل ساختمان بيرون آورده به من حمله ور شد و من دست خود را بالا گرفتم تا به من اصابت نكند كه ناگهان تيغ از دست من رها شد و به زير ماشين افتاد . به گفته محمد مصطفايي وكيل اين پرونده، اعترافات موكلش در حالي بود كه حسين در جلسه ديگري اظهار كرد كه چاقو در دستش بوده و براي ترساندن مقتول آن را به ناحيه سينه او وارد كرده است. متهم در دادگاه در حضور قضات شعبه 74 كيفري استان اظهار كرد كه چاقو را از جيب در آورده اما به بدن مقتول نزده است و در اين هنگام مردم فرياد زدند كه قاتل را بگيريد! در نهايت دادگاه نوزدهم بهمن‌ماه همان سال حكم قصاص نفس (اعدام) براي حسين را صادر كرد و قضات شعبه 27 ديوان‌عالي كشور نيز در تاريخ چهارم تيرماه سال 83 با اين استدلال كه حصول علم با وجود زمينه مناسب جهت حصول علم از طريق متعارف كه عمدتا اعترافات صريح و مشروح اوليه متهم است حكم صادره را تاييد كرد.

مصطفايي اضافه كرد: حسين يكبار در اجراي ماده 18 قانون تشكيل دادگاه‌هاي عمومي و انقلاب تقاضاي رسيدگي به پرونده خود را كرد كه شعبه هفتم تشخيص ديوان‌عالي كشور درخواست او را رد كرد.

اين در حالي است كه به گفته پدر مقتول در جلسه دادرسي نوزدهم بهمن‌ماه سال 82 فرزندش هيچ اختلافي با متهم نداشته و انگيزه ديگري هم كه توجيه كننده قصد قتل در محكوم عليه باشد در پرونده پيدا نشده است، بر اين اساس نمي‌توان ادعا كرد متهم با نيت و قصد قبلي مرتكب قتل مقتول شده است. يعني مورد با بند الف ماده 206 قانون مجازات اسلامي انطباق ندارد. ‌ وي مي‌افزايد: از سوي ديگر از آنجا كه براساس گزارش معاينه جسد، فقط يك بريدگي در سينه مقتول وجود داشته كه منجر به فوت او شده و با توجه به اينكه تعداد افراد حاضر در نزاع دسته‌جمعي و مجروح شدن برخي ديگر از آنها به فرض آنكه اصل ايراد ضربه با تيزي دست‌ساز از ورق گالوانيزه از سوي محكوم عليه معلوم بوده باشد اما هيچ حجت شرعي و قانوني براينكه زدن آن به ناحيه حساس سينه مقتول نيز مقصود و مراد او بوده باشد وجود ندارد و بديهي است به مجرد زدن ضربه با اين وسيله بدون آنكه هدف واقعي اصابت به سينه باشد، از مصاديق فعل نوعا كشنده به شمار نمي‌رود تا مشمول بند ب ماده 206 و داخل در عنوان قتل عمد شود. ‌ با اين وصف در اجراي ماده 2 قانون وظايف و اختيارات رئيس قوه قضاييه پرونده بار ديگر در شعبه 13 ديوان‌عالي كشور مطرح و مورد رسيدگي قرار گرفت و قضات شعبه استدلالات بيان شده را رد كردند.

در حال حاضر پرونده مجددا با عنايت به دستور مقام معظم قوه قضاييه جهت بررسي مجدد به شعبه سي‌وسوم ديوان‌عالي كشور ارسال شد.

ايستادن نوجواني ديگر در صف اعدام

<رحيم> متولد سيزدهم مردادماه سال 68 در سن 15 سالگي به اتهام قتل عمد <رضا> بازداشت و روانه زندان عادل‌آباد شد. ‌

بر اساس گزارش كلانتري 206 شيراز هجدهم مردادماه سال 84 در جاده تركان، سه راه قلعه‌نو شيراز، ميان 2 جوان يك درگيري رخ داد كه در نهايت رحيم با چاقويي كه در دست داشت، در دفاع از جان خود، ضربه اي به سينه جوان ديگر وارد و به سرعت فرار كرد. رحيم اما پس از چند ساعت خود را به كلانتري معرفي كرد. اين متهم پس از دستگيري مدعي شد مقتول در شب قبل از اين ماجرا، همراه 3 نفر به نام‌هاي <حسين>، <ايوب> و <ابراهيم> درحالي‌كه سوار بر 2 موتورسيكلت بودند او را تعقيب كرده و مورد ضرب و جرح قرار دادند.

او اضافه كرد: شامگاه هفدهم مرداد ماه از مقابل در دوم پاسگاه به سمت منزلمان حركت مي‌كردم كه حسين به اتفاق ابراهيم، رضا و ايوب به سمت من آمدند و به خاطر اختلاف شب قبل، درگيري بين ما ايجاد شد. حسين چاقو در دست داشت اما در درگيري چاقويش به زمين افتاد، من نيز آن را برداشته و بدون آنكه قصد قتل داشته باشم، از ترس و براي دفاع از خود ضربه‌اي به حسين وارد كردم. اين متهم در شعبه پنجم دادگاه كيفري استان فارس در شيراز محاكمه شد و به استناد بند <ب> ماده 206 قانون مجازات اسلامي و بنا به درخواست اولياي‌دم، محكوم به قصاص نفس شد. محمد مصطفايي وكيل اين پرونده درباره صدور حكم قصاص براي موكلش گفت: صرف‌نظر از اينكه رحيم در دفاع از خود مرتكب جرم شده و مستحق مرگ نيست، لازم به گفتن است كه او در زمان ارتكاب جرم، تنها 15 سال داشت و طبق ماده 37 كنوانسيون حقوق كودك كودكاني كه در كمتر از 18 سال مرتكب جرم شوند را نمي‌توان به مرگ محكوم كرد. اين ماده با تصويب نمايندگان مجلس در حكم قانون بوده و براي محاكم دادگستري، لازم‌الاتباع است اما برخلاف قانون، چنين احكامي صادر و پس از تنفيذ از سوي رياست محترم قوه قضاييه، اجرا مي‌شود. وي افزود: حكم قصاص رحيم نيز اخيرا از سوي رياست محترم قوه قضاييه تاييد شد و بر اين اساس جان رحيم هر لحظه در خطر بوده و امكان دارد مجري حكم همچون <بهنام زارع> و <رضا حجازي> بدون آنكه اطلاعي به وكيل پرونده دهد اجرا شود. اين در حالي است كه اسامي <بهمن سليميان> در اصفهان، <محمد فدايي> و <بهنود شجاعي> در تهران و <امير امراللهي> در شيراز نيز به اتهام قتل در ليست اعدامي‌هاي زير 18 سال قرار دارد.

URGENT CALL by Amnesty: 4 juveniles to be executed

PUBLIC                        AI Index: MDE 13/049/2008                 
13 March 2008

UA 71/08        Fear of execution        
       
IRAN        Naser Qasemi (m), aged 23                ]
                Mohammad Reza Haddadi (m), aged 18                ]
             Reza Hejazi (m), aged 19                ] child offenders
                Iman Hashemi (m), aged 18                ]

Naser Qasemi, Mohammad Reza Haddadi and Reza Hejazi are all in prison awaiting execution for murder. The death sentence of Iman Hashem is expected to be approved imminently. All are all in prison awaiting execution for murder. They were all aged under 18 at the time of their alleged crimes and their death sentences have been approved. They could all be hanged at any time. The Head of the Judiciary has the power to issue a stay of execution at this stage.

Naser Qasemi, from Kermanshah province in western Iran, was 15 years old in 1999 when he and an uncle, who was armed, tried to steal some maize from a farm near his home. They were discovered by farm workers, and in the fight that ensued, one of the farm workers was shot and killed. The uncle initially escaped but Naser was arrested and charged with murder. He has been detained for eight years, during which he has faced a number of trials and retrials, as a result of which he was sentenced to death on three occasions. The victim’s family have demanded 1,500 million Rials (approximately US $164,000) as diyeh (“blood money”),  but Naser Qasemi’s family have been unable to raise this amount. The Society for the Right to Life (Anjoman-e Haq-e Hayat), an Iranian human rights group has been campaigning on his behalf. It is not clear where he is being held.

Mohammad Reza Haddadi, aged 18, is held in Adelabad prison in the city of Shiraz. He was sentenced to death in January 2004 by a court in Kazeroun for the murder of a man in 2003. He had confessed to the murder, but retracted the confession during his trial, saying he had claimed responsibility for the killing because his two co-defendants had offered his family money if he did so. Mohammad Reza Haddadi stated during the trial that he had not taken part in murder of a man who had offered him and the two others a lift in his car. The two others later supported Mohammad Reza Haddadi’s claims of innocence, and withdrew their testimony that implicated him in the murder. His co-defendants, both over 18 at the time of the crime, are said to have received lesser sentences. However, in July 2005, a branch of the Supreme Court upheld the death sentence against Mohammad Reza Haddadi. The case is awaiting final approval by Ayatollah Shahroudi, the Head of Iran’s Judiciary.

Juvenile offenders Reza Hejazi and Iman Hashemi are imprisoned in the Central Prison in the city of Esfahan, in central Iran.

Reza Hejazi – then aged 15 – was among a small group of people involved in a dispute with a man on 18 September 2004, which resulted in the man being fatally stabbed. Reza Hejazi was arrested and tried for murder, and on 14 November 2005 he was sentenced to Qesas (retribution) by Branch 106 of the Esfahan General Court. The sentence was approved by Branch 28 of the Supreme Court on 6 June 2006, although under Iranian law he should have been tried in a juvenile court. The case was referred for mediation between Reza Hejazi and the victim’s family, to try and arrange for the payment of diyeh, but no sum has yet been agreed. If no agreement is reached, Reza Hejazi will be executed.  

Iman Hashemi was 17 in June 2007 when his brother Majid was arrested for fatal stabbing of a man in a fight. Following his brother’s arrest, Iman Hashemi was said to have presented himself to the investigating authorities and confessed to having murdered the man, though he later implied in court that he had been coerced into confessing. Despite his family’s insistence that he was innocent, a court in Esfahan sentenced him to Qesas for murder on 13 January 2007. On 26 May 2007, Branch 42 of the Supreme Court upheld the verdict. Distraught, on 29 September 2007 his brother Majid set himself on fire. Four months later he died of his injuries. The verdict has not been approved by the Head of the Judiciary.

BACKGROUND INFORMATION
Iran is one of only six countries in the world in which child offenders may face execution. This is despite Iran’s obligations under international law, including the International Covenant on Civil and Political Rights and the Convention on the Rights of the Child, to prohibit the execution of juvenile offenders. In the last four years Iran has executed more child offenders than in all those other countries combined. At least 79 child offenders are now on death row in Iran. This number could be considerably higher since not all sentences may have been made public. For more information about executions of child offenders in Iran, please see: Iran: The last executioner of children (MDE 13/059/2007, June 2007), http://web.amnesty.org/library/index/engmde130592007 Amnesty International opposes the death penalty in all cases, and supports the global trend away from the use of the death penalty, powerfully expressed in the UN General Assembly’s resolution calling for a worldwide moratorium on executions on 18 December 2007.

RECOMMENDED ACTION: Please send appeals to arrive as quickly as possible, in English, French, Arabic, Persian or your own language:
– calling for an immediate halt to the executions of Naser Qasimi, Mohammad Reza Haddadi, Reza Hejazi and Iman Hashemi, all convicted of crimes allegedly committed when they were under the age of 18;
– calling on the authorities to declare a moratorium on the implementation of the death penalty as called for by the UN General Assembly in December 2007, and to commute the death sentences passed on Naser Qasimi, Mohammad Reza Haddadi, Reza Hejazi and Iman Hashemi;
– reminding the authorities that Iran is a state party to the International Covenant on Civil and Political Rights and the Convention on the Rights of the Child, which prohibit the use of the death penalty against people convicted of crimes committed when they were under 18.

APPEALS TO:


Leader of the Islamic Republic
His Excellency Ayatollah Sayed ‘Ali Khamenei

The Office of the Supreme Leader
Islamic Republic Street – Shahid Keshvar Doust Street
Tehran, Islamic Republic of Iran
Email:                 info@leader.ir
Salutation:         Your Excellency

Head of the Judiciary
Ayatollah Mahmoud Hashemi Shahroudi
Howzeh Riyasat-e Qoveh Qazaiyeh / Office of the Head of the Judiciary
Pasteur St., Vali Asr Ave., south of Serah-e Jomhouri, Tehran 1316814737, Islamic Republic of Iran
Email:                 info@dadgostary-tehran.ir (In the subject line write: FAO Ayatollah Shahroudi)
Salutation:         Your Excellency

COPIES TO:
President
His Excellency Mahmoud Ahmadinejad
The Presidency, Palestine Avenue, Azerbaijan Intersection, Tehran, Islamic Republic of Iran
Email:                 dr-ahmadinejad@president.ir OR via website: www.president.ir/email

and to diplomatic representatives of Iran accredited to your country.
PLEASE SEND APPEALS IMMEDIATELY. Check with the International Secretariat, or your section office, if sending appeals after 24 April 2008.

Working to protect human rights worldwide

سه محکوم به اعدام زیر 18 سال

محمد مصطفایی
سید رضا حجازی متولد 1367 که در زمان ارتکاب جرم 15 داشت احمد مرتضویان متولد 1370 که وی نیز در زمان ازتکاب جرم 15 سال داشت و ایمان هاشمی متولد 1368 که در هنگام  ارتکاب جرم 17 سال داشت متهمین به قتل می باشند که در حال حاضر هر سه در زندان مرکزی اصفهان  با قرار بازداشت موقت در حبس به سر می برند . پرونده اتهامی سیدرضا حجازی متولد 30/4/1367 حکایت از این دارد که در تاریخ 28/6/1382 در حین نزاع چند نفر با یکدیگر فردی به نام وحید صادقیان چاقو خورده و به بیمارستان سپاهان منتقل و به محض ورود به بیمارستان فوت می نماید پزشکی قانونی علت فوت را بریدگی قلب و عوارض اصابت جسم برنده تعیین می گردد. در ادامه تحقیقات سید رضا دستگیر و پس از تفهیم اتهام می گوید شب حادثه به اتفاق وحید و ابراهیم برای تفریح رفته بودیم پارک ایثارگران داشتیم بازی می کردیم نمی دانم ابراهیم به مقتول و دوستانش شن پاشید یا برعکس به همین جهت بین آنها دعوا شد دیدم که آنها دو نفر بودند یکی مقتول و یکی دیگر که او را نمی شناسم دارند کتک کاری می کنند من و دهقان رفتیم آنها را جدا کنیم که مرحوم وحید صادقیان با مشت به صورت من کوبید که من هم با چاقویی که همراه داشتم به سینه او زدم و وحید هم چند ضربه از پشت به کتف مقتول زد از طرفی موکل در جلسات مکرر رسیدگی، اذعان داشته که قصد قتل را نداشته است. شعبه 106 دادگاه عمومی جزایی اصفهان بر اساس شکایت و درخواست اولیاءدم مقتول به استناد بند ب ماده 206 قانون مجازات اسلامی رضا را به قصاص نفس محکوم می کند. با عتراض موکل نسبت به حکم صادره پرونده به شعبه 28 دیوانعالی کشور مستقر در مشهد ارجاع و قضات شعبه بدون در نظر گرفتن سن موکل و اینکه ایشان می بایست در دادگاه اطفال محاکمه می گردید دادنامه صادره را تایید می نماید. پرونده موکل جهت اجرای حکم به اجرای احکام ارسال می گردد که دادیار اجرای احکام جهت اعمال ماده 205 قانون مجازات اسلامی مبنی بر استیذان در اجرای حکم، به دفتر ریاست محترم قوه قضاییه ارجاع که بازرسان ویژه ریاست محترم قوه قضاییه با گرفتن ایراداتی شکلی از جمله دعوت از اولیاء دم جهت برقرای صلح و سازش به اجرای احکام ارسال می نماید. حال در صورتیکه اولیاء دم از قصاص گذشت ننمایند احتمال دارد که با موافقت ریاست محترم قوه قضاییه ، حکم صادره اجرا شود این در حالی است که همانگونه که گفته شد رضا در دادگاهی به جزء دادگاه اطفال محاکمه و محکوم شده است.

احمد مرتضویان
متولد 13/5/1370 دیگر زندانی محکوم به قصاص نفس است که در حال حاضر سنش 16 سال می باشد وی از تاریخ 13/7/1385 دستگیر و با قرار بازداشت موقت به اتهام قتل عمد مرحوم علی قربانی در زندان مرکز اصفهان بسر می برد در حالی که اینگونه اطفال می بایست در کانون اصلاح و تربیت نگهداری شوند ایشان می گوید ساعت حدود هفت بعد از ظهر بود که با محمود از طرف پارک نزدیک منزلمان بر می گشتیم که محمود، مقتول را دید که چون از قبل این دو اختلاف داشتند درگیری لفظی بوجود آمد مقتول به من فحش داد و به این صورت درگیر شدیم و من یک لحظه نفهمیدم که چطور شد چاقوی را که برای دفاع از خودم همراهم بود در آوردم و از پشت به کتف وی زدم و فرار کردم. اصلا فکر نمی کردم که او کشته سود روز بعد که از نزدیک منزل مقتول رد شدم فهمیدم او فوت نموده است . موکل در سال گذشته که این اتفاق به وقوع پیوسته تنها 15 سال سن داشته و در حال حاضر که یک سال از این ماجرا می گذرد رفتار و کردار او نشان می دهد فاقد رشد عقلانی بوده و اعمال خود را نمی تواند درک کند . برای وی قرار مجرمیت صادر و با صدور کیفرخواست به اتهام قتل عمد پرونده به شعبه 17 دادگاه کیفری استان ارجاع و قضات شعبه با حصول غلم از طریق متعارف به استناد بند ب ماده 206 قانون مجازات اسلامی موکل را به قصاص نفس محکوم نمودند. . در حال حاضر با اعتراض موکل به دادنامه صادره پرونده به دیوانعالی کشور ارسال شده است
* ایمان هاشمی دیگر موکلی است که متولد 9/3/1368 می باشد وی در تاریخ 3/4/1385 در نزاعی در حومه گلپایگان اصفهان شرکت کرده و در این نزاع شخصی به نام امیر امامی 26 ساله به قتل می رسد چون در پی فرار موکل از صحنه درگیری برادر وی دستگیر می شود موکل خود را معرفی کرده و در اداره آگاهی و نزد بازپرس پرونده اقرار می کند که خود به مقتول چاقو زده است وی گفته است که از دو ماه قبل امیر پشت سر وی حرفهای زشت می زد تا اینکه در روز واقعه او با دوستم بهنام درگیر می شود و به همدیگر فحاشی می کنند و از همدیگر جدا می شوند بعد از ظهر همان روز مجددا با بهنام به پارک شهرداری رفتیم و امیر هم آمد به من حرفهای زشت زد و با هم دعوا کردیم و مردم ما را جدا کردند من با بهنام به مغازه پدرم رفتیم و امیر با دوستانش به درب مغازه پدرم آمدند و می خواستند مرا کتک کاری کنند که من رفتم از مغازه پدرم یک چوب آوردم که امیر چوب را از من گرفت و بر سرم زد که سرم شکست و بهد آنها رفتند من هم با بهنام به مغازه برادرم رفتم یک کارد از مغازه برداشتم آمدم پارک شهرداری، امیر با دوستانش در پارک بودند و امیر باز دنبال ما آمد و درگیر شدیم چون ترسیدم چاقو را به طرف امیر پرتاب کردم و به سینه وی اصابت کرد و وی را به بیمارستان رساندند که متاسفانه فوت نمود.  موکل با اقرارهای فوق به اتهام قتل عمد تحت تعقیب قرار گرفته و بازپرس رسیدگی کنده به پرونده برای وی قرار مجرمیت صادر و متعاقب آن کیفرخواست نیز صادر می گردد پرونده جهت رسیدگی ماهوی و تعیین مجازات به شعبه 17 محاکم کیفری استان ارجاع و در جلسه رسیدگی موکل اعلام می دارد تمام اقرار هایی که در اداه آگاهی و نزد بازپرس از وی گرفته شده همگی بر اثر فشارهای وارده به ایشان بوده و منکر ارتکاب قتل می شود اکثیرت قضات شعبه نیز بدون در نظر گرفتن ادعای جدید موکل به استناد بند ب ماده 206 قانون مجازات اسلامی حکم به قصاص نفس وی داده و اقلیت قضات نیز اعلام می دارند که احضار شهود و مطلعین و افراد دیگری که در منازعه دخالت داشته اند جهت کشف حقیقت ضروری است . دادنامه صادره پس از ابلاغ به موکل مورد اعتراض قرار گرفته که قضات دیوانعالی کشور نیز بودن توجه به محتویات پرونده و انکار شدید موکل مبادرت به تایید حکم دادگاه بدوی می نمایند این در حالی است که خانواده موکل نیزمدعی هستند که ایمان بی گناه بوده و گناه برادر خود را به گردن گرفته است چرا که در نزاعی که اتفاق افتاد مجید هاشمی مبادرت به قتل مرحوم نمودند لیکن ایمان برای رهایی برادرش از مرگ، ارتکاب جرم را به گردن گرفت و راهی زندان شد پس از صدور حکم به قصاص نفس براد موکل بارها خواست خود را معرفی نماید ولی موکل به طرق مختلف اجازه دخالت به وی را نمی داد تا اینکه عذاب وجدان مجید به قدری گردید که ناچار شد خودکشی نماید به همین خاطر در تاریخ 7/7/1386 خود را آتش زد و در این مدت نیز در نزد شهود اقرار نمود که خود مقتول را به قتل رسانده است تا اینکه در تاریخ 9/11/1386 پس از ماهها دست و پنجه نرم کردن با مرگ، به رحمت ایزدی شتافتند.
پرونده با توجه به قظعیت دادنامه صادره می بایست جهت گذراندن تشریفات اجرا به اجرای احکام ارسال شود. 
در مورد این سه پرونده نکاتی قابل توجه می باشد و آن اینکه اولا – در هيچ جاي قانون مجازات اسلامي و حتي ديگر قوانين موجود، سن مسئوليت كيفري اطفال مشخص نشده و قانونگذار در مادة 49 قانون مجازات اسلامي(ماده مورد استناد قضات دادگستري در صدور حكم قصاص و اعدام) مقرر مي دارد :«اطفال در صورت ارتكاب جرم مبري از مسئوليت كيفري هستند » تبصرة‌اين ماده طفل را به كسي اطلاق نموده كه به “حد بلوغ شرعي” نرسيده باشد به “حد شرعي” اكتفا نموده است البته در قانون مدني كه مربوط است به امور حقوقي – نه كيفري – قانونگذار در تبصره يك مادة 1210 مقرر نموده ؛ سن بلوغ در پسر 15 سال تمام قمري و در دختر 9 سال تمام قمري است اين ماده كه علي القاعده رسيدن صغار به سن بلوغ را دليل رشد قرار داده و خلاف آنرا محتاج به اثبات دانسته ناظر به دخالت آنان در هر نوع امور مربوط به خود، در امور مدني مي باشد . علي القاعده نمي توان با توجه به اصل تفسير به نفع متهم در امور كيفري به مجموع قوانين مدني رجوع نمود مگر آنكه در اين خصوص تصريح بعمل آمده باشد .

اما با مراجعه به مجموع مقررات بين المللي مي توان استنباط نمود كه سن مسئوليت كيفري اطفال در خصوص مجازاتهاي سالب حيات 18 سال مي باشد با اين توضيح كه بند الف مادة 37 كنوانسيون حقوق كودك صراحتاً مقرر نموده كه:« هيچ كودكي مورد شكنجه يا ساير رفتار هاي بي رحمانه ، غير انساني يا تحقير آميز قرار نگيرد. مجازات اعدام ، يا حبس ابد بدون امكان آزادي ، نبايد در مورد جرمهايي كه اشخاص زير 18 سال مرتكب مي شوند اعمال گردد> .  اين كنوانسيون در سال 1372 به دليل اهميت جايگاه و نقش كودكان تحت عنوان قانون اجازه الحاق دولت جمهوري اسلامي ايران به كنوانسيون حقوق كودك به تصويب نمايندگان مجلس شوراي اسلامي رسيده و اين ماده کنوانسیون بدون هيچ ايرادي به مجلس، جهت اعلام به قوة مجريه و نشر آن ارسال شد. بنابراين طبق مادة 9 قانون مدني كه مقرر مي دارد:« مقررات و عهودي كه بر طبق قانون اساسي بين دولت ايران و ساير دول منعقد شده باشد در حكم قانون است». نمي توان حكم به قصاص نفس و اعدام اطفال زير 18سال را صادر نمود چرا كه به نظر مي رسد اختلاف در سن “بلوغ شرعي” با تصويب اين كنوانسيون و تأييد آن توسط شوراي محترم نگهبان رفع و در خصوص مجازاتهاي سالب حيات، سن مسئوليت كيفري طفل “زير 18 سال”مي باشد بنابراين احكام صادره توسط محاكم دادگستري بنا به استدلالات مرقوم نسبت به سلب حياط اطفال زير 18 سال از اين لحاظ مخدوش و قابليت نقض را دارد. 

ثانیا –  صرفنظر از ایرادها و اشکالات قانونی که در رسیدگی به پرونده موکلینم وجود دارد ملاحظه می گردد که هر کدام از سه مورد یاد شده به استناد بند ب ماده 206 قانون مجازات اسلامی محکوم به قصاص نفس شده اند بند ب این ماده مقرر می دارد که هر چند شخصی قصد کشتن دیگری را نداشته باشد لیکن عمدا عملی را انجام دهد که نوعا کشنده باشد قتل عمد محسوب می گردد این بند از ماده قانونی یاد شده یکی از بزرگترین ایرادهایی است که می بایست در لایحه قانونی مطرح در مجلس شورای اسلامی اصلاح شود چرا که  به طور کل انصاف نیست که کسی را به قصاص نفس محکوم نماییم که خواستار نتیجه مجرمانه قتل نبوده است و به عبارت دیگر نمی خواسته دیگری را به قتل برساند.
عدم رشد عقلانی موکلینم و دیگر کسانی که در سن زیر 18 سالگی مرتکب جرمهایی که مجازات قانونی آنها سلب حیات بوده و نیز تلقین پذیری این اشخاص و اینکه قتلهای انجام شده تماما به صورت اتفاقی بوده است از دیگر مواردی است که خدشه در قصاص نفس ایجاد می نماید که می بایست مورد بررسی و تامل عمیق قرار گیرد. 
                                                محمد مصطفایی
وکیل 17 محکوم به اعدامی که در هنگام ارتکاب جرم سنشان زیر 18 سال بوده است  

URGENT CALL: 3 young boys facing imminent executions

Stop Child Executions Campaign
URGENT CALL – 3 imminent child executions 
FEB 12, 2008           
Isfahan- Iran       
Ahmad MortazavianReza HejaziIman Hashemi

Autnews of the Amirkabir university in Tehran reported that according to the Human Rights and Democracy Activists of Iran, three Iranian youth are facing imminent execution in the Dastgerd prison of city of Isfahan, The names of the three boys are:

Ahmad Mortazavian, born 1992 , arrested in 2007 at the age of 15
Reza Hejazi, born 1989, arrested in 2004 at the age of 15 
Iman Hashemi, born 1989, arrested in 2005 at the age of 16

According to the report, the death sentence of the three juveniles have been approved and they can be hanged at anytime.

Background Information:


International law strictly prohibits the use of the death penalty against people convicted of crimes committed when they were under 18. As a state party to the International Covenant on Civil and Political Rights (ICCPR) and the CRC, Iran has undertaken not to execute child offenders. since 1990, the ruling Islamic regime in Iran has executed at least 30 juveniles, including more than 6 in 2007.  The number of known persons facing execution in Iran for alleged crimes before the age of 18 has reached 95 according to our latest recordsAccording to the statistics provided by an Iranian police official about 170 children (under 18 at time of alleged crime) can be facing execution in Iran. There has been a substantial surge in processing the children’s file for execution and in the past 3 months SCE has reported 16 imminent executions. Earlier this month 42 European countries condemned Iran for the surge in child executions. Iran has broken the world records in 2007 with at least 297 known executions comparing to 177 in 2006.

As of February 2008 Stop Child Executions Campaign has recorded 100 children facing executions worldwide: 95 in Iran, 2 in Saudi Arabia, 2 in Sudan and 1 in Yemen. In 2007 at least 7 were reported to have been executed : 6 in Iran and 1 in Saudi Arabia. 3 are known to have been saved from execution: 2 in Iran and 1 in Yemen.

RECOMMENDED ACTION:

– Call on the Iranian authorities to immediately halt the executions of Ahmad Mortazavian, Reza Hejazi and Iman Hashemi kept in Isfahan’s Dastgerd prison.
– Express concern that Ahmad Mortazavian, Reza Hejazi and Iman Hashemi were sentenced to death for a crime committed when he was under 18;
- Calling for the death sentences against Ahmad Mortazavian, Reza Hejazi and Iman Hashemi to be commuted;
– Remind the authorities that Iran is a state party to the International Covenant on Civil and Political Rights and the Convention on the Rights of the Child, which prohibit the use of the death penalty against people convicted of crimes committed when they were under 18, and that the executions of Ahmad Mortazavian, Reza Hejazi and Iman Hashemi  would therefore be a violation of international law;
– Urging the authorities to pass legislation to abolish the death penalty for offences committed by anyone under the age of 18, so as to bring Iran’s domestic law into line with its obligations under international law;
– Stating that you acknowledge the right and responsibility of governments to bring to justice those children suspected of criminal offences, but unconditionally opposes their death penalty.

APPEALS TO:
Head of the Judiciary
His Excellency Ayatollah Mahmoud Hashemi Shahroudi
Ministry of Justice, Panzdah Khordad (Ark) Square,
Tehran, Islamic Republic of Iran
Salutation: Your Excellency
Email: info@dadgostary-tehran.ir (In the subject line: FAO Ayatollah Shahroudi)
Fax: +98 21 3390 4986 (please keep trying, if the called is answered, say “fax please”)

Leader of the Islamic Republic
His Excellency Ayatollah Sayed ‘Ali Khamenei, The Office of the Supreme Leader
Islamic Republic Street – Shahid Keshvar Doust Street
Tehran, Islamic Republic of Iran
Email: info@leader.ir
Salutation: Your Excellency

COPIES TO:
Director, Human Rights Headquarters of Iran
His Excellency Mohammad Javad Larijani
C/o Office of the Deputy for International Affairs
Ministry of Justice,
Ministry of Justice Building, Panzdah-Khordad (Ark) Square,
Tehran, Islamic Republic of Iran
Fax: + 98 21 5 537 8827 (please keep trying)

and to diplomatic representatives of Iran accredited to your country.

PLEASE SEND APPEALS IMMEDIATELY.

for more information about how to help visit:http://www.stopchildexecutions.com/how-you-can-help.aspx