Tag Archives: executed minors

HUMAN RIGHTS WATCH: Child Execution is “rising” in Iran

HUMAN RIGHST WATCH

Calling Iran’s execution on August 26, 2008 of juvenile offender Behnam Zare abhorrent, Human Rights Watch urged the Iranian judiciary to immediately commute the sentences of more than 130 other prisoners facing death for crimes committed while children.  

Zare is the sixth juvenile offender Iran has executed this year. No other country is known to have executed a juvenile offender in 2008. Since January 2005, Iran has executed at least 26 juvenile offenders. During the same period, only four other countries – Saudi Arabia, Sudan, Yemen, and Pakistan – are known to have executed any juvenile offenders, with a combined total of six such executions in the four countries.  
 
“Iran leads the world in executing juvenile offenders” said Clarisa Bencomo, researcher on children’s rights in the Middle East at Human Rights Watch. “Everywhere else, countries are moving to end this abhorrent practice, but in Iran the numbers of death sentences seem to be increasing.”  
 
Zare’s family and his lawyer, Mohammad Mostafaei, only learned of Zare’s execution after the fact, although Iranian law requires that

the lawyer be notified 48 hours before the execution. Zare’s family and lawyer had been trying to reach a settlement with the victim’s family at the time of the execution.  
 
Zare’s execution closely follows the execution of juvenile offender Seyyed Reza Hejazi at Isfahan Central Prison on August 19, 2008. Hejazi was 15 at the time of the crime, and repeatedly told authorities that he had not intended to kill the victim.  
 
As in the case of Zare, the authorities did not notify Hejazi’s lawyer, also Mohammad Mostafaei, 48 hours prior to the execution. Instead, Mostafaei learned of the pending execution from a journalist the night before. Prison authorities refused to allow Mostafaei to visit Hejazi the morning of the execution, and he eventually left after a prison official told him the execution had been stayed. Instead, prison officials executed Hejazi an hour later.  
 
“Killing people for crimes committed as children provides neither justice nor safety for Iranian society,” Bencomo said. “The Iranian authorities’ willingness to lie to lawyers and to deprive families of a last chance to see their loved ones only underscores the depravity of these executions.”  

بیانیه وکیل 25 نوجوان در انتظار مرگ

چطور می توانیم لرزش بدن نحیف نوجوانی را ببینیم که وجودش سرشار از پشیمانی و ندامت است؟

محمد مصطفایی

چطور می توانیم نوجوانی را با قصد و نیت قبلی، اعدام کنیم در حالی که او با قصد و نیت قبلی کسی را نکشته است. چطور می توانیم با اینکه می دانیم می خواهیم کسی را به قتل برسانیم طناب دار را به گردن وی اندازیم و مجرمی را که ناخواسته این نام را با خود به یدک می کشد، بکشیم. چطور می توانیم لرزش بدن نحیف نوجوانی را ببینیم که وجودش سرشار از پشیمانی و ندامت است. چطور می توانیم کسی را که سالها در زندان در بدترین شرایط محبوس بوده است را دو بار مجازات کنیم یک بار  برای سلب آزادی و بار دیگر برای سلب حیات و ما چطور می توانیم ….. آیا پس از به دار آویختن این نوجوانان که بر حسب قضا و قدر مرتکب اشتباهی شده و دست تقدیر جان دیگری را گرفته، می توانیم آسوده بخوابیم؟ آیا می توانیم لرزشهای بدن نوجوان ایرانی را که ناخواسته مرتکب جرم شده است را در ذهن خود تجسم کنیم؟ آیا می توانیم جنازه آویزان وی را در بالای دار در ذهن خود مرور کنیم؟ و یا صدای خرخر جان دادنش را در گوش خود تکرار کنیم؟….

قبول می کنم که – بر اثر هر چیزی که شما بفرمایید یا اشتباه یا کودکی یا حماقت یا بی عقلی و یا… – عزیزی از عزیزان خانواده ای جان داده و روحش به ملکوت علی پیوسته

است ولی آیا اگر این نوجوانان درمانده را به دار آویزیم جان آن عزیز از دست رفته اعاده می گردد؟ آیا جامعه عاری از جرم و جنایت می شود؟ آیا مجرم تنبیه می گردد در حالی که با سلب حیاتش دیگر وجود خارجی نخواهد داشت؟ و آیا به آرامش خاطر می رسیم؟ هر چند تجربه ثابت کرده است که کسانی که قاتل عزیزشان را به دار می آویزند نه تنها به آرامش نمی رسند بلکه به مراتب به درد و استرسها و دغدغه هایشان افزوده می گردد.

کشور ما از معدود کشورهایی می باشد که اطفال زیر 18 سال را که مرتکب جرمی می شوند که مجازات آن سلب حیات است به مرگ محکوم می کند و حکم مرگ را چه در سن زیر 18و چه در بالای 18 سال اعمال و این مجازات را – گاهی اوقات در اسرع وقت –  اجرا می کند مجازاتی که در سال 1372 ازقوانین کشورمان با تصویب ماده 37 کنوانسیون حقوق کودک زدوده شد ولی به دلایل مختلف از جمله عدم آگاهی قضات به مفاد کنوانسیون و نظریه شورای محترم نگهبان در مورد غیر شرعی بودن این ماده در حکم قانون، همچنان جان نوجوانان را می گیرد.

چند سالی است که وکالت اطفالی که در هنگام ارتکاب جرم سنشان زیر 18 سال بوده را برای رضای خدا و بر حسب سوگندی که یاد کرده ام  به صورت رایگان و مجانی قبول نموده و در این راستا تمام سعی و توان خود را به کار برده ام تا این نوجوانان به پای چوبه دار نروند. در این راه عده ای از نوجوانان از لحاظ قضایی نور امیدی می یابند. عده ای مشمول عفو و بخشش اولیای دم قرار می گیرند و از مرگ و زندان رها می شوند و عده ای نیز، همچون امیر امرالهی، محمد فدایی، بهنام زارع و دهها نفر دیگر نه اقبالی در رسیدگی قضایی داشته و نه نور امیدی به بخشش اولیاء دم دارند.

 کافی است هر یک از ما به سراغ نوجوانان محکوم به مرگ رفته و با تک تک آنها رو به رو شویم از آنها بشنویم که چطور مرتکب جرم شده اند؟ آیا انگیزه خاصی برای ارتکاب جرم داشته اند؟ و همچنین از آمال و آرزوهایشان بشنویم. آنوقت است که حکم خواهیم داد به استحقاق ادامه زندگی آنها و اینکه راهی پیش رویشان بگذاریم که جبران مافات کنند و اثبات نمایند که عمدی در ارتکاب جرم نداشته و ناخواسته وارد ماجرایی شده اند که نتیجه آن داغدار شدن دو خانواده گردیده است.

در کشور ما سالانه تعدادی نوجوان که در سنین کودکی مرتکب جرم شده اند به دار آویخته       می شوند و بدون آنکه فرصتی برای زیستن داشته باشند دار فانی را وداع می گویند. در بسیاری از پرونده هایی که داشته ام  وقتی خبر اعدام قریب الوقوع نوجوانی در مطبوعات مطرح می گردد عده بسیاری از مردم خیر و نیکوکارکه هیچ نسبتی با محکوم به اعدام ندارند اعلام آمادگی می کنند که به هر نحو ممکن جان نوجوان در انتظار اعدام را نجات دهند در این بین هنرمندان، ورزشکاران و حتی سیاسیون پا پش گذاشته و از طرق مختلف سعی در رهایی نوجوان، از مرگ می نمایند و اگر نوجوانی به دار آویخته شود نه تنها دیگران خوشحال نمی شوند بلکه متاثر و متاسف می گردند و اگر ریاست محترم قوه قضاییه و یا هر مقام دیگری دستور توقف اجرای حکم را صادر کنند نفسی راحت کشیده و خدا را سپاس می گویند.

خبر به دار آویختن رضا حجازی در زندان اصفهان به همان اندازه ناراحت کننده بود که خبر توقف اجرای حکم بهمن سلیمیان که 12 سال از عمر خود را در بدترین شرایط گذراند و از بلاتکلیفی، خواسته است که هر چه زودتراعدام شود خوشحالمان کرد تمام این موارد نشانه هایی از نیاز جامعه به تغییر این رویه ناشایست و گام برداشتن به سوی روشی منطقی و معقولانه است. امروز در شرایط و وضعیتی از اجتماع قرار داریم که دستگاه قضایی و مقننه می بایست با دید باز به واقعیتهای مسلم جامعه بنگرد و زمینه شکوفایی و پیشرفت تمام کودکان و نوجوانان را فراهم کند حقوق آنان را در اولویت قرار دهد و خشونت را از سطح اجتماع بزداید. بدیهی است با سلب آزادی، شلاق و گرفتن جان کودکانی که در زمان ارتکاب جرم  کمتر از 18 سال سن داشته اند نمی توان به آرمان و اهداف سالم سازی محیط اجتماع  کمک کرد و حتی نمی توان آن را به عنوان مسکن مورد استفاده قرار داد چرا که به دار آویختن کودکان زیر 18 سال به هیچ عنوان نمی تواند درس عبرتی برای کودکان دیگر شود. آنها هنوز پا به اجتماع نگذارده و هیچ تجربه ای در چگونه زیستن کسب نکرده اند. امروز دستگاه قضایی و مقننه مکلف است نیازی که در جامعه احساس می شود فراهم کند و با درایت و تدبیر، جلوی اجرای احکام مرگ را علیه نوجوانان این مرز و بوم گرفته و با بازپروی، آنان را برای خدمت به هم نوعانشان به جامعه بازگردانند و مجازات مرگ را لااقل برای این عده از نوجوان و کسانی که قصد و نیت نتیجه مجرمانه را ندارند منتفی نمایند.

 کافی است مروری به قوانین کشورهای مختلف بیاندازیم و آماری از اعدامهای اطفال زیر 18 سال بگیریم آنوقت خواهیم دید که ایران رتبه اول را در اعدام اطفال زیر 18 سال کسب کرده و اکثر قریب به اتفاق کشورهای جهان مجازات اعدام را برای نوجوانان بی فایده و ناشایست دانسته و از قوانینشان برداشته اند.

در نهایت – اگر مروری به قران، کلام خدا و معجزه حضرت محمد (ص) بیاندازیم درخواهیم یافت که خداوند متعال در همه حال بخشنده و مهربان است حال چرا ما بخشنده و مهربان نباشیم؟ ما می توانیم خشونت را برداریم و مهربانی و بخشندگی را جایگزین آن کنیم و با مهربانی و عطوفت خودمان، به دیگران درس سالم زیستن را بیاموزانیم.

محمد مصطفایی وکیل تعدادی از نوجوانان درانتظار اعدام


  CLICKصدای بهنام زارع قبل از مرگ

چرا از کنوانسیون حقوق کودک امضایمان را پس نمی گیریم!؟

 آسیه امینی

 آیا قانون برای اجرا کردن است یا تزئین پیمان نامه هاست که فقط به درد محافل رسمی بین المللی می خورد؟  چه کسی را گول می زنیم؟  

بهنام زارع هم اعدام شد . امسال چه خبر است؟! او پنجمی است در سال ۸۷. چشمهای آبی اش هنوز بچگی می کر د.   
  دعوا بهنام و مهرداد سر کفتربازی بود. مهرداد بزرگتر و بهنام کوچکتر.  دعوا که شروع شد، بهنام که کوچکتر بود و پیاده زودتر جنبید، مبادا که از مهرداد بخورد. مهرداد جا     خالی داد، اما گردنش جای دست را گرفت. بچه ها ما در خیابان چه می کنند؟ چقدر خبر داریم که در جیب آنها چیست؟ چاقو؟ تبرزین؟! تیغ؟ …  بهنام خیلی بچه بود. بچه   های ما برای بچگی کردن تفریحشان چیست؟ کتاب دستشان می دهیم؟ پارک؟ سینما؟ ورزش؟  چه کسی برای آنها تصمیم می گیرد؟ چقدر حق انتخاب دارند؟ چقدر امکان انتخاب برایشان فراهم است؟ کفتر بازی در محله بهنام و مهرداد، از مهمترین تفریح های به هاست. و می دانیم که کفتربازی چقئر دعوا در پی دارد؟ بزن بزن؟ بکش بکش؟! کجا کسی برای بهنام ، انتخاب بهتری مهیا کرده بود؟ او اول دبیرستان بود. شروع نوجوانی و غرور و سرمستی. سه سال زندان ماند و امروز صبح حکمش اجرا شد قانونی که قرار نیست به کار بیاید ؟ از ما چه می خواهد؟ چرا از کنوانسیون حقوق کودک امضایمان را پس نمی گیریم؟! قانون آیا برای اجرا کردن است یا تزئین پیمان نامه هاست که فقط به درد محافل رسمی بین المللی می خورد؟

چه کسی را گول می زنیم؟

  CLICKصدای بهنام زارع قبل از مرگ  

Pleas of Behnam Zare before his death

Sadly the final pleas of Behnam Zare asking for help from the world and human rights organizations did not reach the outside world until after his death today. But he had already plead before and his family had already plead , just as his lawyer had , just as Stop Child Executions plead, just as Amnesty International did, just as European Union demanded, Just as 100’s of human rights activists and people around the world did.

But the cruel leaders of Islamic regime in Iran cared less for any pleas. After all they must continue their regime of fear and death and what better way to plant those fears but by killing Iranian juveniles. Where else to show Iranian population that those who rule them are heartless and do not care about what Iranian nations and people of the world demand.
 
Iranian journalist, human and women rights activist, Asieh Amini last week in her blog asked: Who benefits from this bloodshed. …and our answer to Asieh is : The ones who benefit (for now) are the ones who try to instigate fear, death and cruelty in the hearts of those who oppose their inhumanity.

Despite worldwide condemnations of murdering children, they have increased their bloodshed. They even have started interrogating those Iranians who are attempting to help save these children.

Voice of Behnam did not reach SCE and the outisde world until after his own death today. So, we will continue to play his voice for the rest of this month in all of our posting. May be his cries help save 134 other Iranian children who are standing in row to be executed by death sentences issued by the Islamic Judges and by direct approval of Iran’s head of judiciary, Ayatollah Shahrudi and blessing of Iran’s supreme leader Ayatollah Khamenei.

Listen to the voice of Behnam Zare (15) who was executed today : (persian)

CLICK

To sign the petition to stop child executions visit:

http://www.stopchildexecutions.com

AMNESTY INTERNATIONAL statement about execution of Behnam Zare

PUBLIC AI Index: MDE 13/126/2008 26 August 2008

Further Information on 230/07 (MDE 13/109/2007, 31 August 2007) and follow-up (MDE 13/032/2008, 05 February 2008 and MDE 13/044/2008, 06 March 2008) – Fear of imminent execution

IRAN Behnam Zare’ (m), juvenile offender

On 26 August, Behnam Zare` was hanged in Adelabad prison, in the south-western city of Shiraz. Neither his parents nor his lawyer were notified prior to his execution being implemented, as required under Iranian law. Behnam Zare’ was convicted of a murder that took place on 21 April 2005. During an argument with a man named Mehrdad he swung a knife, wounding Mehrdad in the neck. Mehrdad later died in hospital. At the time of the murder Behnam Zare` was 15 years old.

Behnam Zare` was detained on 13 November 2005; Branch 5 of Fars Criminal Court sentenced him to qesas (retribution) for

premeditated murder. The case went to appeal before the Supreme Court where the sentence was upheld. The verdict was then passed to the Office for Implementation of Sentences. On 5 February 2008, the order for the implementation of his sentence was approved by Ayatollah Shahroudi, the Head of the Judiciary. On or around 11 February 2008, the Head of the Judiciary ordered a second attempt to negotiate payment of diyeh (“blood money”) with the family of Mehrdad.

This year, according to information available to Amnesty International, Iran has executed at least 227 people, including six juvenile offenders. Since 1990 Iran has executed at least 37 juvenile offenders, eight of them in 2007. No other country is known to have executed a juvenile offender in 2008.

The situation of juvenile offenders facing execution in Iran has reached a crisis level, with at least 132 juvenile offenders known to be on death row, although the true number could be much higher.

The execution of juvenile offenders is prohibited under international law, as stated in Article 6 (5) of the ICCPR and the Convention on the Rights of the Child (CRC), of which Iran is a state party to and so has undertaken not to execute anyone for crimes committed when they were under 18.

Many thanks to all who sent appeals. No further action is required from the UA network.
(See attached file: 51312608.rtf)(See attached file: 51312608.txt)

Behnam Zare was executed without prior notice

We regret to announce that without any prior notification of his parents or lawyer, Behnam Zare was executed this morning in prison yard of Shiraz prison in Iran. Stop Child Executions strongly condemns execution of Behnam Zare and calls on Islamic regime in Iran to once and for all join the international community and immediately halt all child executions.

Not only Iran is in direct violation of the international conventions (ICCPR and CRC) which prohibit execution of those guilty of crimes before the age of 18, but by not notifying the parents and attorneys, Iran also violates its own laws which requires 48 notice of intent to execute.

Behnam Zare’ was convicted of a murder which reportedly took place on 21 April 2005, when he was 15 years old. He was found to have swung a knife during an argument with a man named Mehrdad, wounding him in the neck. Mehrdad later died in hospital. Behnam Zare`was detained on 13 November 2005; Branch 5 of Fars Criminal Court sentenced him to qesas (retribution) for premeditated murder. Under Article 206 (b) of Iran’s Criminal Code, murder is classed as premeditated “in cases where the murderer intentionally makes an action which is inherently lethal, even if [the murderer] does not intend to kill the person.” The case went to appeal before Branch 33 of the Supreme Court where the sentence was upheld, and it was then passed to the Office for Implementation of Sentences after approval by Iran’s head of Judiciary, Ayatollah Shahrudi.

To read more about Behnam’s case visit:

http://scenews.blog.com/Behnam%20Zare/

Iran has executed at least 7 juveniles in 2008:

Javad Shojaee – 16 (executed on February 26, 2008)    
Mohammad Hassanzadeh (executed on June 10, 2008)   
Hassan Mozafari (executed on July 22, 2008)   
Rahman Shahidi (executed on July 22, 2008)   
Kurdish Boy- 15 (executed July 31, 2008)   
Seyed Reza Hejazi -15 (executed on August 19, 2008)   
Behnam Zare – 15 (executed on August 16, 2008)

بهنام زارع بی سروصدا اعدام شد

محمد مصطفایی

بهنام زارع فرزند صمد متولد 3/3/1368 در روستای دستجرد از منطقه استهبان شیراز به دنیا آمده، کلاس اول دبیرستان بود که سر از زندان درآورد و امروز صبح (سه شنبه پنجم شهریور ماه سال هشتاد هفت) بدون آنکه به وکیل و خانواده وی اطلاع دهند، احضار و طناب دار را به گردنش انداخته و جانش را از بدنش جدا نمودند.

غروب روز پنجشنبه یکم اردیبهشت ماه سال هشتاد و چهار، مهرداد از محل كار پدرش به منزل مي رود وي تعدادي كبوتر داشت. مشغول پراندن كبوتران خود بود که مهرداد را می بیند كه در حال بازي فوتبال بود در اين حين یک کبوتر روی دیوار زمین فوتبال نزديك منزل آنها نشست. مهرداد با سنگ به کبوتر زد ای موضوع بچگانه مهرداد 15 ساله را تحریک و عصبانی کرد بهنام رفت بیرون منزل و مهرداد با پسر خاله اش داشت با موتور می رفت ولی تا بهنام را دید برگشت بهنام گفت چرا کبوتر من را زدی گفت دلم خواست درگیری بچه گانه اي بين آنها آغاز شد مقتول دست کرد داخل جیبش که گویا به خیال بهنام چاقو بردارد بهنام تبرزینی همراه داشت زودتر از او به دست گرفت و به طرف سینه  مهرداد رفت بهنام می خواست تبرزین را به دست مهرداد بزند که او گردنش را کج کرد و خورد به گردنش و دست تقدیر مهرداد را یاری نکرد و رخت از جهان بربست.

قضات شعبه 5 دادگاه کیفری استان فارس در تاریخ 22/8/1384 با اين استدلال كه چون اقدام متهم به قتل و ايراد ضرب و صدمه با تبرزين به گردن مقتول نوعا كشنده است مستند به بند ب ماده 206 قانون مجازات اسلامي كه مقرر مي نمايد مواردي كه قاتل عمدا كاري را انجام دهد كه نوعا كشنده باشد هر چند قصد كشتن شخص را نداشته باشد قتل، عمدي است وی را با تقاضاي اولياءدم به قصاص نفس محكوم نمودند موكل به دادنامه صادره اعتراض مي نمايد كه  در تاریخ 24/2/1385 شعبه 33 دیوانعالی کشور دادنامه صادره را تایید مي كند .

آخرین باری که  بهنام را در زندان عادل آباد شیراز دیدم رنگ از صورت نحیف و مظلومانه اش پریده بود او وارد اطاق مخصوص وکلا شد و روبروی من نشست از دوران کودکی خودش و از اینکه باورش نمی شد مرتکب قتل شده، صحبت کرد دایما به جای مقتول از کلمه خدابیامرز استفاده می کرد . می گفت من در زمانی که با مهرداد درگیر شدم فقط 15 سال سن داشتم و ما با هم بیشتر اوقات بر سر مسایل خیلی کوچک و بچه گانه بحث و دعوا می کردیم و این اواخر مقتول از من عمل انجام عمل نامشروع درخواست مي كرد  برای همین از دستش خیلی ناراحت بودم تا اینکه یک کبوتر باعث درگیری و قتل شد مهرداد یکی از کبوترهای من را با سنگ زد و کشتش من هم اومدم بیرون با هم درگیر شدیم و تا خواست به گمانم چاقو از جیبش در بیاورد با تبرزینی که  همراهم بود خواستم به دستش بزنم که گردنش را کج کرد و به شاه رگش خود و اصلا باورم نمی شد که او را کشته باشم

بهنام می گفت من توی محله خود خیلی ساکت بودم و کسی فکر نمی کرد که من این کار را انجام داده باشم در حال حاضر نیزخودم باورم نمی شود که مرتکب قتل شده ام دوست دارم اولیاء دم را ببینم و از آنها بخواهم که من را ببخشند.

بهنام تازه فهمیده بود که حکم اعدام برای وی صادر شده و اطلاعی از حکم نداشت . بعد از یک ساعت صحبت با بهنام زندان رو ترک کردم و دایم به فکرش بودم و هستم چون به عینه می دیدم که کسی رو می خواهند اعدام کنند که عاقل نبوده بهنام در زمان جرم در یک لحظه با تبرزین خواسته به دست مقتول بزند که به گردنش اصابت کرده و مهرداد به رحمت خدا رفته وحالا این پسر بچه که چهره آروم و معصومی هم داشت بدون آنکه به خانواده اش و به وکیلش اطلاع دهند اعدام شد.

اعدام حکم بهنام زارع در حالی صورت گرفت که برخلاف عرف اجرای احکام زندان شیراز روزهای چهارشنبه اختصاص به اجرای احکام اعدام و قصاص بوده و پیش از این رخی از نهادها و سازمانهای بین المللی صدور حکم مرگ برای بهنام را چون مخالف با کنوانسیون حقوق کودک و میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی بود محکوم کرده بودند

.

وقتی گوسفندی را سر می برند به آن آب می دهند

محمد مصطفایی


سخنی  با رئیس دادگستری اصفهان پیرامون اعدام رضا حجازی

رضا حجازی نوجوان 19 ساله بود که در 15 سالگی به اتهام قتل عمد مرحوم وحید صادقیان بازداشت و روانه زندان شد از آن پس مراحل دادرسی طی و برخلاف ماده 37 کنوانسیون حقوق کودک که لازم الاتباع برای محاکم دادگستری می باشد محکوم به قصاص نفس گردید. متاسفانه قضات دیوانعالی کشور نیز این حکم غیر قانونی را تایید فرمودند و در آخر، پرونده به نظر جناب آقای شاهرودی رسید و ایشان نیز بر اساس رویه ناشایستی که در این مورد در محاکم دادگستری جاری و ساری می باشد بدون در نظر گرفتن سن محکوم علیه، موافقت خود را برای اجرای حکم اعلام داشتند.

روز 29 مرداد ماه قرار شد رضا حجازی در محوطه زندان اعدام شود بر این اساس مجری حکم می بایست مفاد آیین نامه نحوه اجرای احکام قصاص را مد نظر گرفته و با عنایت به تکلیف مندرج در ماده 7 اینجانب را به عنوان وکیل محکوم علیه، حداقل 48 ساعت قبل از اجرای حکم دعوت می نمود تا در مراسم اعدام این نوجوان شرکت کنم.

جناب آقای دکتر انصاری، ریاست محترم دادگستری اصفهان حضرتعالی در نشست خبری در همین روز بیان داشتید که اصراری بر مجازات قصاص ندارید در صورتی که برخلاف

ماده 7 این آیین نامه این نوجوان را بدون حضور وکیلش به دار آویختید. اینجانب از ساعت 4:30 دقیقه صبح بدون آنکه ابلاغی صورت پذیرد بر اساس شنیدهای شب قبل از اجرا آنهم از طریق سایتهای خبری، در محل اجرای حکم حاضر بودم و متوجه شدم که قرار است ساعت 7 صبح حکم اجرا شود وقتی با پیگیری فراوان خواستار ورود به محوطه زندان شدم اعلام داشتند که حتما اولیاءدم را صدا خواهند زد و به من نیز اطلاع می دهند ساعت 9 صبح ماموری به بیرون از زندان آمد و با صدای بلند نام اولیاء دم را به زبان آورد ولی اولیاء دمی در آنجا نبود تا ساعت 9:30 در این محل حضور داشتم تا اینکه با اصرار فراوان و اینکه تکلیف قانونی مجری حکم است که وکیل محکوم علیه را 48 ساعت قبل از اجرای حکم دعوت نماید وارد زندان شده و طی نامه ای به دادیار ناظر زندان اجرای حکم را برخلاف مقررات اعلام نمودم پس از مدتی به اینجانب اعلام نمودند که حکم رضا حجازی اجرا نخواهد شد و او را به بند برده اند به همین خاطر و با خیال راحت در ساعت 10:30 صبح محل زندان را ترک کردم تا در فرصتی مناسب ترتیبی برای توقف اجرای حکم دهم ولی متاسفانه پس از مدت کوتاهی شنیدم که حکم رضا حجازی در ساعت 11 صبح به اجرا درآمده است در حالی که طبق ماده 15 آیین نامه زمان اجرای حکم اول طلوع آفتاب می باشد.

شما در مصاحبه خود فرمودید اینجانب به حکم وظیفه اخلاقی و انسانی و تاکیدات حضرت آیت الله شاهرودی در مساله جلب رضایت و ایجاد صلح از شب گذشته همه گونه تلاشی را برای کسب رضایت خانواده اولیاءدم به عمل آوردم و حتی فرصتی برای حوصله آنان فراهم ساختیم اما در نهایت اصرار شدید اولیاء دم به قصاص جوان قاتل انجامید. اینجانب خدا را گواه می گیرم که تا ساعت 10:30 در زندان حضور داشتم ولی اولیاءدم حاضر نشدند و بارها نیز مامورین زندان نام آنها را فریاد زدند ولی خبری از اولیاءدم نبود حال اینکه چطور اولیاءدم با وجودیکه حضور نداشتند اصرار بر اجرای حکم داشتند خدا عالم است و بس. مضافا به اینکه حتی مجری حکم اجازه ندادند تا وکیل محکوم به وکالت از  کسی که جانش گرفته شد در مراسم اجرا حضور یابد.

قبول کنید که انصاف را در این مورد رعایت ننموده و در اجرای قصاص این نوجوان اصرار داشتید والا می توانستید به دلیل عدم اطلاع وکیل محکوم به اعدام، اجرای حکم را متوقف نمایید و مکلف بودید که چنین می کردید ولی بدون در نظر گرفتن ارزش جان این نوجوان و خواسته های وی، حکم صادره را به اجرا در آوردید.

نمی دانم تا چه اندازه به مقررات مربوط به نحوه اجرای احکام قصاص آشنایی دارید ولی یادآور می شو م حضور وکیل محکوم علیه بنا دلایلی است که در ذیل موادی از آن را به نظر گرامیتان می رسانم:

أ‌-        وکیل محکوم علیه تنها کسی است که طبق مقررات می تواند در اجرای حکم مرگ شرکت کند و او تا زمان اجرای حکم می تواند تمام اقدامات قانونی را در خصوص جلوگیری از تضییع حقوق موکلش به انجام رساند به عنوان مثال اگر دلیل و مدرکی از بی گناهی موکلش یافت، می تواند ارائه داده و از جانب مراجع قانونی ذیصلاح اجرای حکم را متوقف نماید.

ب‌-    کسی که قرار است جانش از بدنش گرفته شود دارای حق و حقوقی شرعی و قانونی است در کشورهای اسلامی وقتی گوسفندی را سر می برند به آن آب می دهند و بر طبق آیین نامه مورد بحث اگر محکوم به اعدامی خواسته های قانونی داشت می بایست برای او فراهم شود به عنوان مثال اگر محکوم خوردنی یا آشامیدنی تقاضا کند مامورین مکلف به تهیه آن هستند. شاید این خواسته خنده دار باشد ولی  برای محکوم به اعدام حقی است که طبق مقررات ایجاد شده است و حال اگر این خواسته اعلام شود ولی مامورین اجرا ننمایند چه کسی بهتر از وکیل مدافع وی می تواند مجری حکم را مجاب نماید تا خواسته وی را مهیا کند.

ت‌-    شاید قاتل واقعی محکوم به اعدام نبوده و این شخص تا لحظه آخر نخواسته قاتل را معرفی، یا دلایل بی گناهی خود را اعلام کند در این خصوص تبصره ماده 17 آیین نامه مقرر می دارد که چنانچه محکوم به قتل یا رجم قبل از اجرا منکر بزه انتسابی شود و مورد مشمول ماده 71 قانون مجازات اسلامی باشد به دستور مقام قضایی مجری حکم از اجرای حکم خودداری می شود و مراتب به مرجع قضایی صادر کننده رای اعلم می گردد.

ث‌-    امکان دارد محکوم به مرگ دارای وصیتنامه ای باشد و بخواهد در این روز اعلام کند تا وصیتش اجرا شود حال اگر وکیل وی نباشد و مجری حکم نیز اهمیتی به این موضوع ندهد تکلیف چیست؟

و موارد دیگری که در حوصله این یادداشت نمی گنجد. به هر تقدیر امروز دیگر نمی توان جان این نوجوان که مستحق مرگ نبود را احیاء نمود. اینجانب چند ماه پیش وقتی که نوجوان دیگری به نام جواد شجاعی در زندان اصفهان به دار آویخته شد متوجه شدم سه نفر دیگر از نوجوانان در معرض اعدام قرار دارند به زندان مراجعه و وکالت هر سه را به صورت رایگان پذیرفتم به دنبال رضایت از اولیاءدم یکی از این نوجوانان به نام ایمان هاشمی بودم که خوشبختانه اولیاءدم رضایت دادند لیکن به صورت ناگهانی مواجه با حلق آویز شدن غیر قانونی رضا حجازی به این شکل و به سرعت و بدون اطلاع به اینجانب شدم.

در نهایت لازم می دانم که تاکید کنم رضا حجازی و دیگر کسانی که در سن زیر 18 سال مرتکب جرمهایی می شوند که مجازات آن برای بزرگسالان مرگ است به دلیل آنکه قصد مجرمانه را به صورت خاص نداشته و بر اثر اتفاقی کودکانه مرتکب جرم شده اند مستحق مرگ نیستند و نیاز به حمایت داشت و می بایست ترتیبی اتخاذ گردد که آنها به جامعه بازگردند. به همین خاطر بوده است که ماده 37 کنوانسیون حقوق کودک به تصویب مجلس شورای اسلامی رسید و اعضای محترم شورای نگهبان آن را برخلاف شرع ندانستند این ماده صراحتا اعمال مجازات مرگ و حبس ابد را برای اطفال زیر18 سال منع نموده است ولی متاسفانه قضات برخلاف این ماده در حکم قانون، مبادرت به صدور حکم به مرگ اطفال را داده و در نهایت از سوی اجرای احکام، اجرا می گردد.

در این مورد امیدوارم هر چه سریعتر ریاست محترم قوه قضاییه و نمایندگان محترم مجلس ترتیبی اتخاذ نمایند که در کشور ما نیز همچون کشورهای دیگر دنیا مجازات مرگ، لااقل برای اطفال زیر 18سال اجرا نگردد و به این دسته از افراد فرصتی داده شود تا با بازپروری به جامعه بازگردند تا بتوانند جبران مافات کنند و گناه عمل ارتکابی خود را با خدمت به همنوعانش در همین دنیا جبران نمایند. چرا که خداوند همیشه و در همه حال بخشنده و مهربان است.

Reza Hejazi executed

Amnesty International                Public Statement
AI Index: MDE 13/xxx/2008    (Public)
19 August 2008
Iran: Amnesty International condemns the execution of juvenile offender Reza Hejazi

Amnesty International unreservedly condemns the execution today 19 August 2008, at 11am of Reza Hejazi, for a crime he committed when he was below 18 years old. Reza Hejazi was hanged in Esfahan central prison following his conviction for the murder, then aged about 15. His lawyer was not informed that his execution was to be carried out, though under Iranian law a 48 hour notification period is required. Amnesty International calls for the Iranian Judiciary to halt all executions of juvenile offenders and the Iranian government to ban all such executions in line with international law.
Reza Hejazi’s family were notified that he had been transferred to a cell for those to be executed within 24 hours, and they informed his lawyer, Mohammad Mostafaei. The lawyer reached Esfahan prison at 4.30am, and attempted to find out when the execution was to be carried out. Prison guards informed him that executions normally took place between 7 and 8am. After attempting for several hours to secure a stay of execution, at around 10am Mohammad Mostafaei was told by the officer supervising executions that Reza Hejazi’s execution had been halted. He set off back to his office in the capital, Tehran, a five-hour journey away. While he was travelling, he was informed that Reza Hejazi was hanged at 11am.
Juvenile offender, Reza Hejazi – then aged 15 – was among a small group of people involved in a dispute with a man on 18 September 2004, which resulted in the man being fatally stabbed. Reza Hejazi was arrested and tried for murder, and on 14 November 2005 he was sentenced to qesa(retribution) by Branch 106 of the Esfahan General Court. The sentence was approved by Branch 28 of the Supreme Court in Mashhad on 6 June 2006, although under Iranian law he should have been tried in a juvenile court.
The execution of juvenile offenders is prohibited under international law, as stated in Article 6 (5) of the ICCPR and the Convention on the Rights of the Child (CRC), of which Iran is a state party to and so has undertaken not to execute anyone for crimes committed when they were under 18.
Since 1990 Iran has executed at least 36 juvenile offenders, including eight in 2007. The execution today of Reza Hejazi brings the number of juvenile executions to five so far in 2008. No other country is known to have executed a juvenile offender in 2008.
The situation of juvenile offenders facing execution in Iran has reached crisis levels, with at least 132 juvenile offenders known to be on death row in Iran, although the true number could be much higher.
The organization urges the Iranian authorities to immediately stop sentencing juvenile offenders to death and commute the sentences of these on death row.
See for further information Urgent Action: UA 71/08, AI Index: MDE 13/049/2008, 13 March 2008 Fear of execution; http://www.amnesty.org/en/library/info/MDE13/049/2008
Press release Iran: End Execution of Juvenile Offenders, published on 29 July 2008;
http://www.amnesty.org/en/library/info/MDE13/103/2008/en
Press release Iran: Spare four youths from execution, immediately enforce international prohibition on death penalty for juvenile offenders, published on 8 July 2008
http://www.amnesty.org/en/for-media/press-releases/iran-spare-four-youths-execution-immediately-enforce-international-prohi

“Justice is not served through dollar signs”: Nazanin Afshin-Jam

At 11:00 am on Tuesday, Iranian Juvenile Seyed Reza Hejazi who was only 15 at the time of an alleged crime was killed by hanging in the Isfahan prison yard by direct approval of Iran’s head of judiciary Ayatollah Shahrudi.

As state party to the Article 6 (5) of the ICCPR and the Convention on the Rights of the Child (CRC) Iran’s government is forbidden to carry out executions of those guilty of crimes below the age of 18 years. Not only does Iran’s judiciary continue to violate international laws but they even continue to violate their own laws. The heartless judiciary of the Islamic Regime in Iran did not even inform Reza Hejazi’s attorney Mohammad Mostafaei 48 hours in advance of the planned execution, as required by Iran’s own law. Informed by Reza Hejazi’s parents, Mr. Mostafaei traveled to the city of Isfahan and inquired about the execution. He was assured by the authorities that Reza’s execution was halted but on his way back to the city of Tehran he was notified that Amir was executed. Exactly at the same time that they blatantly lied to Mr. Mostafaei, they were preparing Reza’s execution which happed an hour later.

Before Reza’s execution, his attorney Mohammad Mostafaei in a phone interview complained about the lack of due process and proper notification -which is the most basic human right of a prisoner before execution. He said: ” The only authority who can really order a halt to all child executions is Iran’s head of judiciary, Ayatollah Shahrudi.” . He added :”They did not even give us time to properly mediate with the victim’s family… …Unfortunately I don’t understand why they have such a rush to exercise the executions faster than other verdicts…I don’t understand what is the benefit to them in rushing to implement executions?!”. In his blog after news of Amir’s execution he wrote: ” I have a lot to say from the fact that Amir’s execution was not communicated to me, to why the prison authorities misinformed me about their intent to that fact that Reza did not deserve to die”

After hearing the sad news, Nazanin Afshin Jam , the co-founder and the president of Stop Child Executions said: “I  can’t express how terribly sad I was this morning when I received news of Reza Hejazi’s execution. I can’t imagine how his family must be feeling at the tragic loss of their son especially since there was so much injustice leading up to his execution. It is that much more painful knowing that those others implicated in the fight that lead to the death of Vahid Sadeghian, had enough money to “buy their life” while Reza did not have such an opportunity. Justice is not served through dollar signs. Justice is when someone serves time in order to reflect their wrongdoing and become rehabilitated to the point where they are no longer a threat to society.”

Unfortunately SCE team had less than 16 hours to act. We even contacted UN authorities but considering the time difference with Iran and the UN working hours there was just not enough time.

Stop Child Execution has been documenting all child executions and every case of injustice with the name of the judges and those directly responsible. Someday Iran’s officials and judiciary themselves will stand trial for their violation of children and human rights and their crimes against humanity.